ابزار رایگان وبلاگ

منجی آخرالزمان - مطالب خرداد 1389
دعای فرج

 

نمایان‌ شدن‌ بدنی‌ كاملاً واضح‌ در قرص‌ خورشید و دستی‌ كه‌ از آسمان‌ اشاره‌ می‌كند :

 الف‌ ـ خارج‌ شدن‌ سر و سینة‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید امام‌ باقر(ع‌) ذیل‌ این‌ آیه‌ كه‌: إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِم مِّن السَّمَاء آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ 7 اگر بخواهیم‌ آیه‌ای‌ را از آسمان‌ بر آنها نازل‌ می‌كنیم‌ كه‌ گردن‌های‌ خود را خاضعانه‌ در مقابل‌ آن‌ فرود آورند 8 . فرمودند: «خداوند با آنها چنین‌ خواهد كرد.» - راوی‌ می‌گوید: پرسیدم‌ آنها چه‌ كسانی‌ هستند؟ فرمودند: « بنی‌امیه‌ و پیروان‌ آنها منظور سفیانی‌ و یارانش‌ است‌. » - راوی‌ می‌گوید باز پرسیدم‌: آن‌ آیه‌ چیست‌؟ حضرت‌ جواب‌ دادند: « ثابت‌ ماندن‌ خورشید از ظهر تا وقت‌ عصر و خارج‌ شدن‌ سینه‌ و صورت‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید كه‌ با حسب‌ و نسبش‌ (برای‌ مردم‌) شناخته‌ شده‌ است‌. اینها در زمان‌ سفیانی‌ است‌ و پس‌ از آن‌ او و پیروانش‌ هلاك‌ می‌شوند 9 .» این‌ حدیث‌ به‌ خوبی‌ تبیین‌ می‌كند این‌ علامت‌ پس‌ از خروج‌ سفیانی‌ است‌ و سفیانی‌ هم‌ همان‌گونه‌ كه‌ بیان‌ شد در ماه‌ رجب‌ خروج‌ می‌كند. علاوه‌ بر این‌ امام‌ صادق‌(ع‌) طی‌ حدیث‌ دیگری‌ تصریح‌ می‌كنند كه‌ این‌ نشانه‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ می‌شود و می‌فرمایند: « سالی‌ كه‌ در آن‌ صیحه‌ و فریاد آسمانی‌ واقع‌ می‌شود، قبل‌ از آن‌ آیه‌ای‌ در ماه‌ رجب‌ نمایان‌ می‌شود.» - راوی‌ می‌گوید: پرسیدم‌ آن‌ آیه‌ چیست‌؟ فرمودند: « چهره‌ای‌ كه‌ در ماه‌ (و به‌ قولی‌ خورشید) و دستی‌ نمایان‌ دیده‌ می‌شود 10 .» این‌ بدن‌ كامل‌ و نمایان‌ (سینه‌ و صورت‌) همان‌ كسی‌ است‌ كه‌ نداهای‌ سه‌گانه‌ ماه‌ رجب‌ ـ همان‌گونه‌ كه‌ خواهیم‌ دید ـ را سر خواهد داد. از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ كرده‌اند كه‌ ضمن‌ حدیثی‌ طولانی‌ می‌فرمایند: «.....و صدای‌ سومی‌ كه‌ (با آن‌) بدنی‌ واضح‌ و نمایان‌ در قرص‌ شمس‌ دیده‌ می‌شود. 11» برخی‌ از علما معتقدند كه‌ این‌ پیكر همان‌ بدن‌ مطهر امیرالمؤمنین‌(ع‌) است‌ كه‌ مردم‌ ایشان‌ را می‌شناسند. شیخ‌ محمد نجفی‌ در كتاب‌ بیان‌الائمه‌ (ج‌ 3، ص‌ 48) چنین‌ نظری‌ را بیان‌ می‌كنند. و بعضی‌ دیگر می‌گویند حضرت‌ مسیح‌ است‌ كه‌ این‌ نظر را حجة‌الاسلام‌ علی‌ كورانی‌ در كتاب‌ الممهّدون‌ للمهدی‌ (ص‌ 37) بیان‌ كرده‌اند. كه‌ این‌ نظر قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر می‌رسد. ب‌ ـ دستی‌ كه‌ در آسمان‌ ظاهر شود و اشاره‌ می‌كند: هذا... هذا... این‌ ( حق‌ است‌ ) این‌ ( حق‌ است‌ ) ...! بعضی‌ از روایات‌ این‌ نشانه‌ را از علایم‌ حتمی‌ شمرده‌اند: امام‌ صادق‌(ع‌) در حدیثی‌ بلند و طولانی‌ فرمودند: «و دستی‌ كه‌ از آسمان‌ طلوع‌ كرده‌ و نمایان‌ می‌شود از علایم‌ حتمی‌ است‌. 12» آن‌ حضرت‌ در تییین‌ علامت‌های‌ روز موعود چنین‌ می‌فرمایند: «دستی‌ از آسمان‌ بر حكومت‌ و امیر آن‌ زمان‌ دلالت‌ كرده‌ كه‌ مردم‌ به‌ آن‌ خواهند نگریست‌. 13» چقدر امامان‌ بزرگوار(ع‌) بلند مرتبه‌اند كه‌ صدها سال‌ قبل‌ ما را از این‌ جریانات‌ باخبر كردند. بدن‌ و دست‌ معجزه‌ای‌ الهی‌ است‌ و در حالی‌ كه‌ انسان‌ در عصر كنونی‌ ثابت‌ كرد می‌تواند صحبت‌هایش‌ را با اختراعات‌ و اكتشافات‌ و علم‌ خویش‌ از سطح‌ ماه‌ به‌ زمین‌ منتقل‌ كند از آنها بیشتر قدرت‌نمایی‌ كند، از خداوندی‌ كه‌ از مخلوقاتش‌ مسلماً داناتر و تواناتر است‌، این‌ مطلب‌ خیلی‌ عجیب‌ و غیرقابل‌ تصور نخواهد بود.

 

نداهای‌ سه‌گانه :‌

 سه‌ ندای‌ آسمانی‌ را همه‌ در ماه‌ رجب‌ می‌شنوند: ندای‌ اول‌: «ألا لعنة‌ الله علی‌ القوم‌ الظالمین»‌؛ بدانید لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعیت‌ ظالم‌ و ستمكار می‌شود. ندای‌ دوم‌: «یا معاشرالمؤمنین‌ أزفة‌ الآزفة»‌؛ ای‌ گروه‌ مؤمنان‌! قیامت‌ (ظهور) نزدیك‌ شده‌ است‌. ندای‌ سوم‌: بدن‌ آشكار و نمایانی‌ ندا می‌دهد: «ألا إن‌ الله بعث‌ مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علی‌الظالمین»‌ ؛ بدانید كه‌ خداوند مهدی‌ آل‌ محمد(ص‌) را برای‌ اجرای‌ قضای‌ خود بر ستمكاران‌ برانگیخت‌ و فرستاد. امام‌ رضا(ع‌) طی‌ حدیثی‌ طولانی‌ فرمودند: « ندایی‌ می‌آید كه‌ هر دور و نزدیكی‌ آن‌ را می‌شنود؛ برای‌ مؤمنان‌ رحمت‌ و برای‌ كافران‌ عذاب‌ است‌.» حسن‌ بن‌ محبوب‌ كه‌ راوی‌ است‌، می‌گوید: «به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: پدر و مادرم‌ به‌ فدایتان‌ آن‌ ندا چیست‌؟» فرمودند: « سه‌ ندا در رجب‌ خواهد بود. اولین‌ آنها چنین‌ است‌: بدانید كه‌ لعنت‌ خدا شامل‌ ستمكاران‌ است‌ و دومین‌ آنها: ای‌ گروه‌ مؤمنین‌ قیامت‌ (ظهور) نزدیك‌ شده‌ است‌ و سومین‌ بدنی‌ آشكارا در قرص‌ خورشید، مشاهده‌ می‌شود كه‌ ندا در می‌دهد كه‌ خداوند فلان‌ بن‌ فلان‌ را برای‌ هلاك‌ و نابودی‌ ستمكاران‌ برانگیخته‌ است‌ و در این‌ زمان‌ فرج‌ و گشایش‌ مؤمنین‌ خواهد آمد و خداوند سینه‌هایشان‌ را شفا داده‌ و سختی‌ و غم‌ و غصه‌ را از قلب‌هایشان‌ می‌زداید. 14» قریب‌ به‌ این‌ مضمون‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرموده‌اند: «خداوند تبارك‌ و تعالی‌ با پدید آوردن‌ این‌ آیات‌، انكاركنندگان‌ را مبهوت‌ و متحیر خواهد كرد.» و امام‌ صادق‌(ع‌) چنین‌ می‌فرمایند كه‌: «سالی‌ كه‌ در آن‌ صیحه‌ آسمانی‌ واقع‌ می‌شود پیش‌ از آن‌ آیه‌ای‌ در رجب‌ خواهد بود.» -از ایشان‌ پرسیدند: «آن‌ آیه‌ چیست‌؟» فرمودند: «چهره‌ای‌ كه‌ در ماه‌ نمایان‌ می‌شود و دستی‌ كه‌ آشكارا اشاره‌ می‌كند و ندایی‌ كه‌ از آسمان‌ هر كس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خویش‌ می‌شنود. 15» با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد می‌توان‌ میان‌ ندا و صیحه‌ تفاوت‌ قایل‌ شد؛ چرا كه‌ صیحه‌ در ماه‌ رمضان‌ واقع‌ می‌شود و به‌ شكل‌ ندای‌ جبرئیل‌(ع‌) است‌ در حالی‌ كه‌ نداهای‌ سه‌ گانه‌ در ماه‌ رجب‌ پدید می‌آیند و ندای‌ چهارمی‌ در ماه‌ محرم‌ و روز ظهور حضرت‌ خواهد بود و به‌ خلاف‌ نداهای‌ چهارگانه‌ در ماه‌های‌ رجب‌ و محرم‌ صیحه‌ ماه‌ رمضان‌ در زمرة‌ علایم‌ محتوم‌ به‌ شمار آمده‌ است‌. [گردآورنده حدس میزند چه بسا منظور از نداهای 3گانه میتواند مناظره های انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال 1388 باشد که بعد آنها بسیاری از مردم دچار شک و اختلاف شدند و بسیاری از راه خود برگشتند.و الله اعلم] 7-ثابت‌ ماندن‌ خورشید و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نیمه‌ ماه‌) از علایم‌ غیر حتمی‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشید و حركت‌ نكردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر یكی‌ از روزهای‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنین‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگی‌ رخ‌ خواهد داد. از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد این‌ آیه‌ كه‌ اگر بخواهیم‌ از آسمان‌ بر آنها آیه‌ای‌ نازل‌ می‌كنیم‌ 16 پرسیدند كه‌»آن‌ آیه‌ چیست‌؟» حضرت‌ فرمودند: «ثابت‌ ماندن‌ خورشید از ظهر تا هنگام‌ عصر... كه‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پیروانش‌ هلاك‌ خواهند شد 17 .» این‌ نشانه‌ به‌ خوبی‌ از خروج‌ و شورش‌ سفیانی‌ در ماه‌ رجب‌ حكایت‌ می‌كند؛ چرا كه‌ این‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ می‌افتد. سكون‌ خورشید در آسمان‌ هر چند برای‌ مدت‌ كمی‌ رخ‌ می‌دهد، ولی‌ معجزه‌ای‌ عجیب‌ از ناحیه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفی‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولانی‌ شدن‌ ناگهانی‌ مدت‌ روز پی‌ می‌برند. و از طرف‌ دیگر تابش‌ نامتعارف‌ و بیش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشید به‌ زمین‌ باخبر می‌شوند. پدید آمدن‌ چنین‌ نشانه‌ای‌ آسمانی‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاكت‌ و درهم‌ كوبیده‌ شدن‌ سفیانی‌ و سپاهیان‌ و حزب‌ و پیروانش‌ می‌دهد. تأكید بر ثابت‌ ماندن‌ خورشید در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزمانی‌ این‌ حادثه‌ با خروج‌ سینه‌ و صورت‌ مردی‌ در قرص‌ خورشید است‌ كه‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ یاد كردیم‌. و همان‌طور كه‌ پیش‌ از این‌ گفتیم‌ همه‌ اینها در زمان‌ سفیانی‌ رخ‌ می‌دهد. از جمله‌ دیگر حوادثی‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ می‌دهد ماه‌ گرفتگی‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌ است‌: ام‌ سعید اخمسیه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ می‌كند:« یابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدایتان‌ شوم‌! نشانه‌ای‌ از خروج‌ و قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در اختیارم‌ بگذارید و به‌ من‌ مرحمت‌ كنید. » حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند: «ام‌سعید! وقتی‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردی‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ كند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) قیام‌ خواهند كرد. 18» قبلاً گفته‌ شد كه‌ علامت‌ و نشانه‌ نمایانی‌ بدن‌ مردی‌ در خورشید هم‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ می‌شود و پس‌ از آن‌ صیحه‌ آسمانی‌ در ماه‌ رمضان‌ پدید خواهد آمد.

 

پی‌نوشت‌ها :

1- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌171، بحارالانوار، ج‌52، ص‌232. 2- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌187. 3- بحارالانوار، ج‌52، ص‌229، یوم‌الخلاص‌، ص‌645. 4- بشارة‌الاسلام‌، ص‌184؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌651، السفیانی‌ فقیه‌، ص‌77. 5- الممهدون‌ للمهدی‌، ص‌54. 6- جهت‌ كسب‌ اطلاعات‌ بیشتر راجع‌ به‌ قیام‌ سید خراسانی‌ و احادیث‌ و روایات‌ مربوط‌ می‌توانید به‌ فصل‌ سوم‌ كتاب‌ الممهدون‌ للمهدی‌ ، حجة‌الاسلام‌ علی‌ كورانی‌ و یا ترجمة‌ كتاب‌ عصر ظهور ایشان‌ مراجعه‌ كنید. 7- سوره‌ شعراء(26) آیه‌4. 8- الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌373؛ اعلام‌ المهدی‌، ص‌428؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌221؛ المهدی‌ الموعود، ص‌53؛ یوم‌ الخلاص‌،ص‌517؛السفیانی‌،فقیه‌، ص‌121. 9- الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌169؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120. 10- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌172؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120. 11- یوم‌الخلاص‌، ص‌519؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233 با الفاظی‌ دیگر. 12- الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌120؛ الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌2680؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌289؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌16. 13- الغیبة‌، نعمانی‌ ص‌169؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌541. 14- سوره‌ شعراء(26) آیه‌ 4. 15- بحارالانوار، ج‌52، ص‌221. 16- بیان‌ الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌695.




طبقه بندی: مهدویت،  نشانه های ظهور،  احادیث مهدوی، 

تاریخ : شنبه 29 خرداد 1389 | 08:41 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **
رجعت را که عبارت است از بازگشت گروهی از مؤمنان خالص و طاغیان و کفار بسیار شرور بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و در آستانه رستاخیز! باید از جمله اموری دانست که اعتقاد بدان خاصه پیروان مکتب تشیع می باشد.(1)
 
 و از جانب امامان بزرگوار شیعه علیهم السلام تأکیدات فراوانی بر اعتقاد بدان وارد گردیده است، تا بدانجا که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) عدم ایمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ایشان قرار داده شده و کسانی را که بدین موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دایره امامت و ولایت معرفی فرموده اند از ما نیست کسی که ایمان به رجعت نداشته باشد...(2)
باید دانست امر رجعت اگر چه در ابتدا برای ما آدمیان که محصور در حصار مادیات هستیم شگفت آور و عجیب به نظر می رسد، و به همین دلیل گاهی در این امر شک و تردید نموده و حتی زمانی هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن می پردازیم! ولی اگر عقل معاداندیش را که با حجاب های هوی و هوس پوشیده نشده باشد به کار گیریم و در این امر کمی اندیشه کنیم خواهیم دید که بنا به چندین و چند دلیل عقلانی، وقوع رجعت، جای هیچگونه استبعاد و شگفتی ندارد. و نیز اگر در آیات قرآن کریم غور و بررسی نماییم بدین نکته پی می بریم که در این کتاب آسمانی دهها آیه وجود دارد که هر یک به نوعی اثبات کننده موضوع رجعت می باشند و نه تنها آیات قرآن کریم که احادیث و روایات بسیاری را در کتب معتبر حدیثی می توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکید دارند.
و اما همانطور که از تعریف رجعت که در صدر این نوشتار آمد، برمی آید، رجعت یعنی اعتقاد به بازگشت مؤمنان خالص و کفار و ظالمان خالص، آنان که در طول حیات دنیوی خود جزو رهبران و سردمداران ایمان و کفر محسوب می شده اند، و بدین ترتیب درمی یابیم که امر رجعت تنها شامل عده ای از انسانها می شود و نه همه آنها! همانطور که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) می خوانیم که فرمود: رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند.(3)
و مطابق این حدیث شریف از جمله کسانی که در هنگامه رجعت به این عالم برمی گردند کسانی هستند که در ایمان، خالص و ناب بوده اند و به تعبیر رساتر، امام مؤمنان و مولای صالحان و مقتدای پرهیزگاران گردیده اند، که یکی از آنها سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می باشد، که در برخی از آیات قرآن کریم و نیز تعداد کثیری از روایات و احادیث به رجعت آن حضرت تصریح گردیده است و آن را امری حتمی الوقوع دانسته اند، که ذیلا به دو نمونه از آیات قرآن کریم و تعدادی از روایات اسلامی که در خصوص رجعت آن حضرت وارده شده است اشاره می نمائیم.
 
الف- رجعت امام حسین(ع) در قرآن کریم
همانطور که قبلا گفتیم در قرآن کریم پیرامون مسئله رجعت و نیز رجعت حسین بن علی علیهماالسلام، آیات فراوانی وجود دارد تا بدانجا که گفته اند: در قرآن 18 آیه صریح در باب رجعت است(4) و از جمله این آیات، آیات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات می باشند:
در آن روز که زلزله های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی آورند و به دنبال آن حادثه دومین رخ می دهد.
این دو آیه شریف اشاراتی دارند به حوادثی که قبل از وقوع قیامت و رستاخیز روی می دهند که از جمله آنها زلزله ای وحشتناک است که همه چیز را در هم ریخته و نظام جهان را دگرگون می سازد.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در (تأویل) این آیه شریفه فرموده اند:
لرزاننده، امام حسین علیه السلام - منظور رجعت امام به دنیا است که تحول و دگرگونی ایجاد می کند-  و حادثه دومین، علی بن ابیطالب علیه السلام است.
نخستین فردی که ( در رجعت) قبر او شکافته شده( و از آن بیرون می آید) و خاک را از سر می زداید، حسین بن علی علیهماالسلام است.(5)
و نیز در این زمینه باید به آیه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد، که خداوند عزیز در این آیه می فرماید.
آنگاه شما را روبروی آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان نیرومند، مدد بخشیم و عده جنگجویان شما را بسیار گردانیم.
این آیه شریفه نیز طبق روایتی که از امام جعفر صادق(ع) وارد گردیده، به موضوع رجعت امام حسین(ع) اشاره دارد، چرا که آن حضرت فرمود: اول کسی که به دنیا برمی گردد حضرت امام حسین(ع) و اصحاب او و یزید و اصحاب او خواهند بود پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان کشته اند چنانچه حق تعالی فرموده است: ثم رددنا لکم...(6)
و باز در روایت دیگری امام صادق(ع) در تأویل همین آیه می فرماید: ثم رددنا لکم الکرة علیهم  اشاره است به خروج امام حسین(ع) با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گویند که این حسین است که بیرون آمده است تا مؤمنان وی شک  نکنند و بدانند که دجال و شیطان نیست و حضرت قائم در آن وقت در میان ایشان باشد...(7)
با توجه به دو آیه فوق الذکر این نکته به دست می آید که امر رجعت و نیز رجعت امام حسین(ع) از نظرگاه این کتاب آسمانی امری شدنی خواهد بود و به همین دلیل جای شگفتی در آن وجود ندارد.
  
ب- رجعت امام حسین علیه السلام در روایات
یکی از منابع چهارگانه فقه اسلامی، حدیث و سنت می باشد. و به همین خاطر برای اثبات بعضی از احکام، قواعد و اعتقادات دینی ناگزیر از رجوع به احادیث و سنن منقول از پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام هستیم، که این مطلب درباره رجعت نیز صادق است. یعنی برای پی بردن به کم و کیف رجعت در کنار استدلال به قرآن کریم و عقل، باید از احادیث و روایات نیز بهره گرفت.
باید دانست درباره امر رجعت و حوادث پیرامون آن روایات و احادیث فراوانی در کتب روائی و حدیثی مضبوط است. تا جایی که شیخ حرعاملی در کتاب الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة،600 حدیث- درباره رجعت- روایت کرده است(8) ولی از آنجا که بحث ما پیرامون رجعت امام سوم علیه السلام می باشد، فقط به برخی از روایاتی که در آنها به رجعت آن حضرت تصریح گردیده می پردازیم.
 
روایت اول:
قطب راوندی و دیگران از جابر از امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که حضرت امام حسین(ع) در صحرای کربلا، پیش از شهادت فرمودند:... اول کسی که زمین شکافته می شود و از زمین بیرون می آید من خواهم بود و بیرون آمدن من همراه می شود با بیرون آمدن امیرالمومنین و قیام قائم ما...(9)
این روایت که علامه مجلسی آن را در حق الیقین آورده است بر این نکته تصریح می فرماید که اولین رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسین(ع) می باشد و در این مورد، احادیث فراوانی نقل گردیده که نمونه ای از آن را قبلا و در شرح آیات سوره مبارکه نازعات نیز ذکر کردیم.
 
روایت دوم:
... عیاشی از حضرت امام جعفرصادق(ع) روایت کرده است که اول کسی که به دنیا بر می گردد حضرت امام حسین(ع) است و اصحاب او و یزید و اصحاب او، پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان را کشته اند.(10)
در این روایت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نمودیم یعنی اولویت امام حسین(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نیز مخالفان و دشمنان ایشان هم اشاره گردیده و همانطور که ملاحظه می شود تصریح گردیده که در واقعه رجعت گویی صحنه حماسه آفرین عاشورا بار دیگر تکرار گردیده و مجددا مقاتله ای بین آن حضرت و سپاه یزید درمی گیرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پیروزی و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجایع حادثه عاشورا از یزیدیان گرفته می شود و البته این انتقام گیری از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روایتی که از امام کاظم(ع) وارد گردیده، در هنگامه رجعت بسیاری از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پایمال شده خویش را می نمایند و علاوه بر آن از عده ای از دشمنان خود، انتقام می گیرند:... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ایشان به سوی بدن ها برمی گردند تا حق خود را از ایشان استیفاء کنند و هر که ایشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگیرند و...(11)
 
روایت سوم:
... از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت گردیده که اول کسی که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسین علیه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پیری موهای ابروهای او بر روی دیده اش آویخته شود.(12)
مطابق این روایت و روایات مشابه دیگر، در هنگامه رجعت برای برخی از ائمه علیهم السلام دورانی است که در طی آن در پهنه گیتی به حکمرانی پرداخته و حکومت می نمایند، که از جمله آنها امام حسین علیه السلام است که دوران حاکمیت آن حضرت بسی طولانی خواهد بود. باید دانست که از این روایت استفاده می شود که فاصله بین قیام حضرت صاحب علیه السلام و رجعت تا وقوع رستاخیز و برپا شدن قیامت، فاصله ای طولانی خواهد بود که در این فاصله همانطور که گفتیم عده ای از اولیاء الهی حکومت می کنند و دنیا، روزگاری سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد دید. دورانی که نشانی از ظلم و ستم وجود ندارد و نیکان به دیدن دولت ائمه علیهم السلام[ خوشحال شده] و دیده های ایشان روشن می گردد...(13)
از آنچه گفتیم نتیجه گرفته می شود که اولا امر رجعت امری حتمی الوقوع می باشد و ثانیا این امر تنها منحصر به برخی از صلحاء و اشقیاء می شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسین علیه السلام که نخستین مراجعت کننده به دنیا است و پس از انتقام گیری از پدیدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گیتی، مدت بسیاری را به اداره امور عالم و حاکمیت بر جهان بشریت می گذارند.
 
پی نوشت ها:
1. تفسیر نمونه، ج15، ص555.
2. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص2.
3. تفسیر نمونه، ج15، ص560.
4. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 481.
5. فضائل و سیره امام حسین(ع) در کلام بزرگان، عباس عزیزی، ص 69.
6- حق الیقین، ج2، ص12.
7- حق الیقین، ج2، ص16.
8. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 482.
9. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص 7.
10. همان، ص 11 و ص12.
11. همان، ص 7.
12. همان.
13. همان، ص



طبقه بندی: مهدویت،  رجعت،  نشانه های ظهور،  احادیث مهدوی، 

تاریخ : شنبه 29 خرداد 1389 | 08:40 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **

 خداوند در قرآن کریم می فرماید:«و یوم نحشر من کل امه فوجاً مما یکذب بایاتنا فهم یوزعون» نمل، 27، آیۀ 83یعنی روزی که محشور گردانیم از هر امتی فوجی را از کسانی که تکذیب آیات ما می نمایند پس ایشان محبوس میشوند.شیخ طبرسی فرموده که جماعت امامیه از این آیۀ شریفه استدلال بر صحت رجعت نموده اند و گفته اند که: دخول من در کلام موجب تبعیض است، پس دلالتش ان است که روز مشارالیه در آیه، روزی است که قومی محشور گردند و قومی بر حال خود باقی مانند و این صفت روز قیامت نیست زیرا که آن روز جمیع مکلفین محشور میشوند و احدی باقی نماند چنانچه حق تعالی خبر میدهد: «وحشرنا هم فلم نغادر منهم احد» (همه آنان را بر می انگیزیم، و احدی از ایشان را فرو گذار نخواهیم کرد)  کهف- 18 آیۀ 47و در اخبار ائمۀ اطهار به صحّت رسیده است که خدای عز و جل در وقت قیام حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) از شیعیان و اولیاء ایشان را زنده میگرداند که یاری آن حضرت نمایند و از ظهور دولت او مبتهج و مسرور گردند و قومی دیگر از اعداء و دشمنان ایشان رانیز زنده می سازد که به خواری و ذلت در دست شیعیان کشته شوند و از مشاهدۀ آن دولت علیه نکبت و ذلّت و حسرت و خسارت دنیا مبتلا گردند و هیچ عاقلی را شکی نیست و این رجعت از مقدورات الهی است و این کار برای او محال نمی باشد و مانند این در امت ها و ملت های گذشته نیز اتفاق افتاده و قرآن مجید به آن شهادت داده است مثل قصۀ هفتاد هزار نفری که از دیار خود از ترس طاعون فرار نموده و در ساحل همگی به اذن خدا یکبار مردند و بعد از مدّت مدیدی به دعای ارمیاء یکدفعه زنده گردیدند و توالد و تناسل نمودند و تعمیر دنیا نمودند تا آخر هر یک به اجل خود مردند و مثل قصۀ اصحاب کهف که سیصد و نه سال در خواب بودند و بعد از آن مبعوث گردیدند و مثل قصۀ عزیر و غیره.در سوره نساء (4)، آیۀ 159 خداوند فرموده است:« و لنذیقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاکبر لعلهم یرجعون» یعنی هر آینه بچشانیم ایشان را از عذاب نزدیکتر کوچکتر که غیر از عذاب بزرگتر که عذاب جهنم است، شاید که ایشان بازگردند به راه حق و از آن توبه کنند.در تفسیر علی بن ابرهیم مرویست که: عذاب ادنی رجعت است که به شمشیر معذب میگردند و از حضرت صادق روایت است که فرمود: عذاب ادنی، دابه الارض است و در اخبار بسیار آمده است که دابه الارض امیر المؤمنین (علیه السلام) است که باز خواهد گشت و عصای موسی و انگشتر سلیمان پیغمبر(ع) نیز با او خواهد بود و روی کافران و مؤمنان را با عصا نشان خواهد نمود که صورتهای مؤمنان سفید و نورانی خواهد گردید و صورتهای کافران سیاه و ظلمانی خواهد شد که دیگر همه مردم یکدیگر را به ایمان و کفر بشناسند و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه ای فرمودند که عجب و چه عجب در میان جمادی و رجب. پرسیدند که این عجب چه چیز است؟

چرا تعجب ننمایم حال آنکه قضای سابق الهی را دانسته و کدام عجب بیشتر از این است که مردگان گردن زندگان را میزنند و بر کلۀ ایشان می کوبند قسم به حق آن خداوندی که دانه ای را شکافته و بنده را آفریده که گویا میبینم که جمعی در کوچه های کوفه داخل گشته و شمشیرهای خود را کشیده و بر دوش خود نهاده اند و جمیع دشمنان خدا و رسول خدا و دشمنان مؤمنان را گردن میزنند.

منبع:حدیقه الاحباب




طبقه بندی: مهدویت،  رجعت، 

 

مفهوم رجعت:

رجعت در لغت به معناى «بازگشت» بكار مى رود و در اصطلاح به بازگشت گروهى از مردگان به این جهان هم زمان با قیام جهانى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ گفته مى شود، و طبعاً بازگشت این گروه قبل از فرا رسیدن رستاخیز خواهد بود. روى این اصل گاهى از رجعت در شمار رویدادهاى قبل از قیامت یاد مى شود و گاهى در زمره حوادث مربوط به ظهور مهدى منتظر مذكور مى گردد.

ولى باید دانست كه مسأله رجعت از دیدگاه شیعه رویدادى است مستقل از دو موضوع یاد شده (قیامت و ظهور حضرت مهدى(علیه السلام))، اگر چه بین هر سه موضوع پیوند زمانى برقرار است.اما برخى نویسندگان مسلمان در عین اینكه برخى از آیات قرآن و روایات از بازگشت گروهى از انسانها به دنیا پیش از برپائى رستاخیز گزارش مى دهند، در گذشته و حال در كتاب هاى خود به نقد اصل رجعت پرداخته، شبهاتى پیرامون آن وارد كرده اند .

البته عالمان بزرگ هرگز اینگونه اعتراضات را بدون پاسخ نگذارده، پرچم مقدس دفاع از آرمانهاى اصیل اعتقادى را بر دوش كشیده اند.

 

امكان رجعت (از دیدگاه برهان) :

قبل از بیان ادلّه رجعت بیان مى كنیم كه اصلا چنین امرى ممكن است یا خیر؟

باید دانست كه مسأله رجعت به جهان مادى با مسأله حیات مجدّد در روز رستاخیز كاملا مشابهت دارد. با این تفاوت كه رجعت محدودتر بوده و قبل از قیامت به وقوع مى پیوندد; امّا در قیامت همه انسانها برانگیخته شده زندگى ابدى خود را آغاز مى كنند.

بنا بر این كسانى كه امكان حیات مجدّد را در روز رستاخیز پذیرفته اند، باید رجعت را كه زندگى دوباره در این جهان است ممكن بدانند: و از آنجا كه روى سخن ما با مسلمانان است و مسلمانان اعتقاد به معاد را از اصول شریعت خود مى دانند، به ناچار باید امكان رجعت را نیز بپذیرند.

معاد از نظر یك فرد مسلمان معاد جسمانى است، حال اگر چنین بازگشتى در آن مقطع زمانى (قیامت) مقرون به اشكال و مانع نباشد، طبعاً قبل از قیامت نیز اشكالى نخواهد داشت.

به عبارت دیگرچگونه ممكن است كسى قرآن را به عنوان یك كتاب آسمانى بپذیرد و با اینهمه آیات روشن باز امكان رجعت را انكار كند ؟ اساسا مگر رجعت چیزى جز بازگشت به حیات بعد از مرگ است ؟ مگر رجعت نمونه كوچكى از رستاخیز در این جهان كوچك محسوب نمى شود ؟ كسى كه رستاخیز را در آن مقیاس وسیعش مى پذیرد ، چگونه مى تواند خط بطلان بر امكان مساله رجعت بكشد ؟ و یا آن را بباد مسخره گیرد ؟ و یا همچون احمد امین مصرى در كتاب فجر الاسلام بگوید : آئین یهود دیگرى در مذهب شیعه به خاطر اعتقاد به رجعت ظهور كرده است ! .
راستى چه فرقى میان این گفتار احمد امین ، و تعجب و انكار اعراب جاهلیت در مقابل معاد جسمانى است ؟ !
آنچه تا به اینجا گفتیم امكان رجعت را ثابت مى كرد آنچه وقوع آنرا تایید مى كند روایات زیادى است كه از جمعى از ثقات از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است ، كافى است آمارى را كه مرحوم علامه مجلسى از آن جمع آورى كرده است بازگو كنیم او مى گوید : چگونه ممكن است كسى به صدق گفتار ائمه اهلبیت (علیهم السلام) ایمان داشته باشد و احادیث متواتر رجعت را نپذیرد ؟ احادیث صریحى كه شماره آن به حدود دویست حدیث مى رسد كه چهل و چند نفر از راویان ثقات ، و علماى اعلام ، در بیش از پنجاه كتاب آورده اند ... اگر این احادیث متواتر نباشد چه حدیثى متواتر است ؟ ! . ( در این مورد در آخر همین بحث توضیح بیشتر خواهد آمد)

 

قرآن و رجعت:

قرآن كریم در دهها آیه بر مسأله رجعت به طور مستقیم یا غیر مستقیم صحّه مى گذارد كه این آیات را مى توان به چند گروه تقسیم كرد: (لازم به ذكر است كه در این مقاله مختصر فقط به بیان آدرس آیات اكتفا مى كنیم ; علاقمندان مى توانند به تفاسیر مخصوصاً تفاسیر روایى مثل برهان، نورالثقلین و... یا كتاب شیعه و رجعت تألیف آیت الله طبسى نجفى ـ رحمه الله ـ مراجعه نمایند)

گروه 1: آیات مربوط به امكان رجعت

از آیاتى كه ممكن بودن رجعت را بیان مى كنند مى توان به دو آیه اشاره نمود:

الف: آیه 260 سوره بقره كه در آن به امكان زنده شدن حیوانات و وقوع آن در دنیا توسط حضرت ابراهیم(علیه السلام)تصریح مى نماید.

ب: آیه 8 سوره طارق كه قدرت خداوند را بر زنده كردن مردگان بیان مى فرماید.

گروه 2: آیات مربوط به وقوع رجعت

برخى از آیات نمونه هایى از زنده شدن مردگان را در دنیا و در میان امتهاى گذشته را براى رفع تفكر بعید شمردن آن از ذهن مردم، بیان مى دارد:

1 ـ آیه 55 و 56 سوره بقره (زنده شدن گروهى از بنى اسرائیل كه توسط صاعقه مرده بودند)

2 ـ آیه 72 و 73 سوره بقره (زنده شدن مقتول بنى اسرائیل به واسطه گاو بنى اسرائیل)

3 ـ آیه 243 سوره بقره (زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائیل)

4 ـ آیه 259 سوره بقره (زنده شدن عزیر پیامبر)

5 ـ آیه 49 سوره آل عمران و آیه 110 سوره مائده (زنده شدن مردگان توسط حضرت عیسى(علیه السلام))

گروه 3: آیاتى كه به رجعت تفسیر شده اند (جواب سوال آقای مهدی ف)

برخى آیات به ضمیمه روایات متعدد به رجعت تأویل و تفسیر شده و برخى از این روایات، داستان زنده شدن برخى مردگان در گذشته و برخى در صدر اسلام ثابت مى كنند مانند ذوالقرنین، اسماعیل صادق الوعد و...

در این قسمت فقط به بیان آدرس آیات از گروه سوم اشاره مى شود:

(2) سوره بقره: آیه 3

(3) سوره آل عمران: 82، 82 / 157، 158 / 185

(5) سوره مائده: 20

(7) سوره اعراف: 96 / 157

(9) سوره توبه: 33 / 111

(10) سوره یونس: 39 / 50 / 51

(14) سوره ابراهیم: 5

(16) سوره نحل: 22 / 38

(17) سوره اسراء: 8 ـ 4 / 72

(18) سوره كهف: 83 / 22 / 37

(19) سوره مریم: 54

(20) سوره طه: 124

(21) سوره انبیاء: 95 / 105

(22) سوره حج: 41

(23) سوره مؤمنون: 77 / 93، 94

(24) سوره نور: 55

(15) سوره حجر: 36

(26) سوره شعراء: 4

(27) سوره نمل: 82 / 83

(28) سوره قصص: 6 و 5 / 85

(32) سوره سجده: 21 / 27

(36) سوره یس: 13 / 14

(38) سوره ص: 43 ـ 41

(40) سوره مؤمن: 11 / 46 / 51 / 77

(43) سوره زخرف: 28

(44) سوره دخان: 10

(45) سوره جاثیه: 14

(46) سوره احقاف: 15

(48) سوره فتح: 28

(50) سوره ق: 41، 42

(51) سوره ذاریات: 13 و 14 / 22 و 23 / 60

(52) سوره طور: 47

(53) سوره نجم: 53

(60) سوره ممتحنه: 13

(61) سوره صف: 9

(68) سوره قلم: 16

(70) سوره معارج: 4 و 5

(72) سوره جن: 24 تا 27

(74) سوره مدثر: 1 و 2 / 35 و 36

(78) سوره نباء: 18 / 40

(79) سوره نازعات: 6 تا 14

(80) سوره عبس: 17 تا 23

(91) سوره شمس: 14 و 15

(92) سوره لیل: 1 و 2

(93) سوره ضحى: 4

(102) سوره تكاثر: 3 و 4

باز هم تاكید می كنم این آیات به ضمیمه روایات متعدد به رجعت تأویل و تفسیر شده كه مراجعه به كتب تفسیر شما را درین مورد كمك خواهد كرد بر همه ی ما روشن است که در ظاهر آیات قرآن ، تنها اصول و کلیات بیان شده است و بر طبق خود آیات قرآن کریم نیز ، این کتاب الهی نیاز به مبین و مفسر دارد تا اصول را تبیین و فروع را بیان دارند .  این مفسران حقیقی قرآن کریم ، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) و جانشینان او ، ائمه اطهار(علیهم السلام) می باشند . مثلا در قرآن امر به خواندن نماز شده است ، اما چگونگی به جا آوردن نماز از سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) و سیره معصومان بدست می آید .

رجعت نیز کلیت و اصل آن از آیات قرآن کریم استفاده می شود و تبیین این اصل و تشریح جزئیات آن وابسته به بیان معصومین(علیهم السلام) می باشد البته از  تعدادی از همین آیات حتی بدون در نظر گرفتن روایات و تفسیر با دقت در معنا می شود معنای رجعت در دنیا را به روشنی در یافت به عنوان مثال:

الف: آیه 83 سوره نمل

در این آیه كه مى فرماید: «و آن روز كه از میان هر امت گروهى را كه آیات ما را تكذیب می كنند، محشور مى كنیم...» به روشنى گواه بر عدم حشر همه انسانها دارد.

آیه مورد بحث به یكى از حوادث پیش از رستاخیز اشاره دارد (نه قیامت)، زیرا:

اولا) در روز قیامت همه انسانها برانگیخته خواهند شد بنابر این آیه مذكور را نمى توان بر قیامت منطبق دانست.

ثانیاً) در آیه قبل (82) یكى از شرایط قبل از قیامت یعنى خروج «دابة الارض» به مردم معرفى شده و طبعاً حادثه حشر گروهى معین از میان مردم مربوط به همان زمان است نه قیامت.

ثالثاً) در چند آیه بعد یعنى آیه (87) همین سوره سخن از دمیدن در صور به میان آمده كه پیش از قیامت است.

پس این سه قرینه نشان مى دهد كه برانگیخته شدن و زنده شدن گروهى از انسانهاى تكذیب كننده آیات الهى قبل از قیامت است و با كمك روایات متوجه مى شویم كه این همان رجعت اصطلاحى است.

ب: آیه 11 سوره مؤمن

كه در بیان سخن گناهكاران مى فرماید: «مى گویند: پروردگارا! دو بار ما را میراندى و دو بار ما را زنده كردى اینك به گناهانمان اعتراف كردیم...»

با استفاده از روایات متعدد فهمیده مى شود كه یكى از دو زنده شدن در رجعت و دیگرى در رستاخیز و یكى از دو مردن در دنیا و دیگرى در رجعت است.

 

احادیث و رجعت :

بى تردید احادیث و روایات متعدد تصریح به اصل رجعت و جزئیات آن مى نماید كه روایات فراوانى در ذیل آیات قرآن و تفسیر آنها وارد شده كه نمونه هاى آن گروه سوم از آیات بود كه ذكر آن گذشت.

در اینجا فقط به چند حدیث كوتاه ـ كه در بخش گروه سوم آیات نیامده است ـ اشاره مختصرى مى كنیم:

الف) مأمون خلیفه عباسى از حضرت رضا(علیه السلام) پرسید: یا ابا الحسن در مورد رجعت چه مى فرمایید؟

امام(علیه السلام) فرمود: رجعت درست است و در میان امت هاى پیشین هم بوده است و قرآن از آن سخن گفته است و پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: در این امت همه آنچه در امتهاى گذشته رخ داده است بى كم و كاست همانگونه رخ خواهد داد. (لازم به ذكر است كه در ذیل آیه 11 سوره انشقاق احادیث مشابه حدیث مذكور از پیامبر بصورت تفسیر وارد شده بطورى كه در كتب معتبر اهل سنت مانند صحاح هم نقل شده است).

ب) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر كس بازگشت دوباره ما را به دنیا باور نكند، از ما نیست.

ج) از امام صادق(علیه السلام) نقل شده كه هر كس به هفت موضوع اقرار كند، مؤمن است كه یكى از آنها «رجعت» است در اینجا مناسب است بصورت فهرست گونه دعاها و زیارت هایى كه در آنها به نوعى بحث رجعت مطرح گردیده اشاره شود كه براى تحقیق بیشتر، علاقمندان باید به منابع مراجعه فرمایند:

1 ـ دعاى سوم شعبان      بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انى اسالك بحقّ...      اقبال ص 689

(آنجا كه مى فرماید:... همان كه در ان رجعت به نصرت الهى یارى مى شود... و در بازگشتش كامیابى با اوست و جانشینان از فرزندان او كه پس از قائمشان و غیبت او باز مى گردند تا خونهاى به نا حق ریخته شده را خونخواهى مى كنند...)

2 ـ دعاى افتتاح      اللهم انى افتتح الثناء      همان کتاب، ص 58

3 ـ دعاى شبهاى ماه رمضان      اللهم بك و منك اطلب...      همان کتاب، ص 24 و 39

4 ـ دعاى دیگر در ماه رمضان      اللهم برحمتك فى الصالحین...      همان کتاب، ص 61

5 ـ توفیق یارى دین خدا      اللهم انى اسألك...      همان کتاب، ص 61

6 ـ دعاى بیست و سوم هر ماه      اللهم كن لولیك...      همان کتاب، ص 85

7 ـ درود بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)      انّ الله و ملائكته...      همان کتاب، ص 97

8 ـ دعاى شب دوم ماه رمضان      اللهم ارزقنى      همان  کتاب، ص 118

9 ـ دعاى روز سیزدهم ماه رمضان      اللهم انّى ادینك...      همان کتاب، ص 144

10 ـ دعاى سیزدهم صحیفه      اللهم انّ الظّلة...      همان کتاب، ص 146

11 ـ دعاى پنجم صحیفه      و ان تجعل وفاتى...      همان کتاب، ص 431

12 ـ دعاى روز هیجدهم      اللهم انا نشهد...      165

13 ـ دعاى روز نوزدهم      اللهم انك اعلمت...      همان کتاب، ص 170

14 ـ دعاى روز نوزدهم رمضان      اللهم انى اسألك...      همان کتاب، ص 189

15 ـ دعاى روز بیستم      اللهم انى اسألك...      همان کتاب، ص 192

16 ـ دعایى از صحیفه      اللهم انى اسألك...      همان کتاب، ص 193

17 ـ دعاى بعد از نماز عید فطر      اللهم انى اسألك...      همان کتاب، ص 293

18 ـ دعاى روز عرفه      اللهم صل على محمد و آل محمد      همان کتاب، ص 353

19 ـ دعایى از بحارالانوار      اللهم صل على محمد و آل محمد      بحار ج 20 ص 293

20 ـ دعاى عید غدیر      اللهم انى اسألك...      اقبال ص 349

21 ـ دعا در عاشورا      اللهم ارحم...      اقبال ص 569

22 ـ دعاى بعد از زیارت در سرداب      ... فان توفّیتنى...      بحار ج 22 ص 240

رجعت در زیارات ائمه

1 ـ زیارت رسول خدا از راه دور (ج22 بحار ص 25)

(آنجا كه عرض مى كنیم:... من از آنانى هستم كه به برترى شما اعتقاد داشته و به رجعت شما اقرار مى نماید، من قدرت خدا را انكار نمى كنم...)

2 ـ زیارت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه (همان ص 27)

3 ـ زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) (همان ص 48)

4 ـ زیارت وداع امیرالمؤمنین(علیه السلام) (همان ص 53)

5 ـ زیارت سوم حضرت (همان ص 63)

6 ـ زیارت چهارم حضرت (همان 69)

7 ـ زیارت پنجم حضرت (همان 70)

8 ـ زیارت ششم حضرت (همان 73)

(آنجا كه عرض مى كنیم: درود بر تو اى كسى كه داراى بازگشت و رجعتى... من به آمدن تو یقین دارم به بازگشت شما مؤمنم و منتظر فرمان تو و چشم براه دولت تو هستم.)

9 ـ زیارت هفتم حضرت (همان ص 74)

10 ـ زیارت حضرت در شب مبعث (همان ص 84)

11 ـ زیارت مسلم بن عقیل (همان ص 98)

12 ـ آداب تربت امام حسین(علیه السلام) (همان ص 145)

13 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 150)

14 ـ زیارت دیگر (همان ص 153)

15 ـ زیارت دیگر (همان ص 156)

16 ـ زیارت دیگر (همان ص 160)

17 ـ زیارت دیگر (همان ص 160)

18 ـ زیارت دیگر (همان ص 162)

19 ـ زیارت شهدا (همان ص 163)

20 ـ زیارت وارث (همان ص 167)

21 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 170)

22 ـ دعاى بعد از نماز زیارت (همان ص 172)

23 ـ زیارت حضرت اباالفضل(علیه السلام) (همان ص 173)

24 ـ زیارت مطلقه امام حسین(علیه السلام) (همان ص 175)

25 ـ زیارت مطلقه دیگر (همان ص 177)

26 ـ زیارت وداع آن حضرت (همان ص 178)

27 ـ زیارت مطلقه دیگر (همان ص 181)

28 ـ زیارت حضرت اباالفضل(علیه السلام) (همان ص 185)

29 ـ زیارت وداع امام حسین(علیه السلام) (همان ص 186)

30 ـ زیارت عاشورا (همان ص 189)

31 ـ دعاى بعد از نماز زیارت (همان ص 193)

32 ـ زیارت دیگر (همان ص 194)

33 ـ نقل دیگر (همان ص 195)

34 ـ زیارت عیدین (همان ص 209)

35 ـ زیارت ادریسیّه (همان ص 200)

36 ـ زیارت اربعین (همان ص 202)

37 ـ زیارت امام رضا(علیه السلام) (همان ص 227)

38 ـ زیارت امام عسكریین(علیه السلام) (همان ص 232)

39 ـ دعاى بعد از زیارت (همان ص 233)

40 ـ زیارت امام حسن عسكرى(علیه السلام) (همان ص 233)

41 ـ زیارت دیگر براى عسكریین(علیه السلام) كتاب جامع عباسى شیخ بهایى (ره)

42 ـ دعاى بعد از نماز زیارت بحار ج 22 ص 234

43 ـ زیارت دیگر (همان ص 236)

44 ـ زیارت حضرت حجت(علیه السلام) (همان ص 238)

45 ـ زیارت دوم (همان ص 258)

46 ـ زیارت سوم (همان ص 260)

47 ـ زیارت چهارم (همان ص 260)

48 ـ زیارت پنجم (السلام على الحق الجدید...)

49 ـ زیارت ششم (الله اكبر...)

50 ـ زیارت هفتم (اسلام علیك یا حجة الله فى ارضه...)

51 ـ زیارت جامعه معروف (ج 22 بحار ص 269)

52 ـ زیارت جامعه غیر معروف (ج 22 بحار)

53 ـ زیارت جامعه سوم (همان ص 286)

54 ـ زیارت جامعه چهارم (همان ص 291)

55 ـ زیارت جامعه پنجم (اقبال، مصباح)

56 ـ زیارت جامعه ششم (ج 22 بحار ص 296)

57 ـ زیارت جامعه هفتم (ج 22 بحار ص 296)

 

رجعت كنندگان كیانند؟

با دقت در احادیث اهل بیت معلوم مى شوداز یك طرف از علماء و شهداء و صلحا و ائمه اطهار(علیهم السلام) و حتى بعضى از انبیاء (خوبان در درجه بالا) و از طرف دیگر عده اى از افراد كافر (در حد بالاى كفر) رجعت خواهند نمود.

 

رجعت انبیاء :

از روایات بدست مى آید كه از میان پیامبران، پیامبر گرامى اسلام و هفتاد پیامبر كه از آن جمله حضرت اسماعیل فرزند حزقیل پیغمبر است رجعت مى كند.

حضرت امام حسین(علیه السلام) در میان یاران خود كه با او بودند مى آید و هفتاد پیامبر نیز به ترتیبى كه مبعوث شدند به همراه حضرت موسى بن عمران با او هستند آنگاه حضرت قائم(علیه السلام) خاتم را به

 امام حسین(علیه السلام) مى سپارد و اوست كه غسل دادن و كفن كردن و حنوط وى را عهده دار مى گردد و او را در آرامگاه خویش به خاك مى سپارد.(1)

 

رجعت ائمه(علیهم السلام) :

ائمه(علیهم السلام) رجعت خواهند فرمود و یكى بعد از دیگرى زمام حكومت اسلامى را در جهان بر عهده مى گیرند. مؤید این مطلب روایات فراوانى است كه فقط براى نمونه به روایتى از امام سجاد(علیه السلام) در تأویل آیه 85 سوره قصص اشاره مى كنیم كه فرمودند:

یعنى پیامبر با شما و امیرمؤمنان و امامان اهل بیت(علیهم السلام) در عصر ظهور به دنیا باز مى گردند.(2)

اولین امام بعد از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ كه رجعت مى فرماید امام حسین(علیه السلام) مى باشند كه باز هم احادیث فراوانى بر آن دلالت دارد.

 

رجعت صلحا و شهداء و علماء :

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«رجعت براى همه مردم نیست بلكه براى گروههایى خاص است: مؤمنان خالص و كافران خالص.»(3)

امامام معصوم(علیهم السلام) شیعیان خود را به دعا دستور داده اند كه از خدا بخواهند كه آنان را پس از ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) به دنیا باز گرداند تا آنان روزگار پر شكوه حكومت او را درك نمایند. (مثل سفارش به دعاى عهد).

 

رجعت دشمنان حق :

طبق حدیثى كه از امام صادق(علیه السلام) گذشت، كافران خالص هم به دنیا باز مى گردند تا گوشه اى از سزاى اعمال ننگین خود را ببینند كه بدین وسیله مؤمنین شكوه اسلام و ذلت و خوارى سران كفررا خواهند دید و احساس عظمت براى اسلام خواهند كرد و دل ایشان شاد خواهد شد.

در دعاى ندبه مى خوانیم، كجاست آن كسى كه انتقام خون انبیاء الهى و خون پاك سیدالشهداء را بگیرد.

در پایان یاد آور مى شویم كه مسأله رجعت و ظهور امام عصر ـ عجل الله تعالى فرجه ـ دو رویداد مستقل از یكدیگرند. البته بر اساس روایات موجود، بین ظهور حضرت مهدى منتظرـ عجل الله تعالى فرجه ـ  و وقوع رجعت پیوند زمانى وجود دارد، ولى این پیوند هرگز نشانه اتحاد و یگانگى دو مسأله نمى باشد.

 

هدف از رجعت  :


مهمترین سؤالى كه در برابر این عقیده مطرح مى شود این است كه هدف از رجعت قبل از رستاخیز عمومى انسانها چیست ؟ با توجه به آنچه از روایات اسلامى استفاده مى شود این موضوع جنبه همگانى ندارد ، بلكه اختصاص به مؤمنان صالح العملى دارد كه در یك مرحله عالى از ایمان قرار دارند ، و همچنین كفار و طاغیان ستمگرى كه در مرحله منحطى از كفر و ظلم قرار دارند ، چنین به نظر مى رسد كه بازگشت مجدد این دو گروه به زندگى دنیا به منظور تكمیل یك حلقه تكاملى گروه اول و چشیدن كیفر دنیوى گروه دوم است .
به تعبیر دیگر گروهى از مؤمنان خالص كه در مسیر تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شده اند و تكامل آنها ناتمام مانده است حكمت الهى ایجاب مى كند كه سیر تكاملى خود را از طریق بازگشت مجدد به این جهان ادامه دهند ، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى این حكومت شركت جویند ، چرا كه شركت در تشكیل چنین حكومتى از بزرگترین افتخارات است .
و بعكس گروهى از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر كیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازاتهائى در این جهان ، نظیر آنچه اقوام سركشى مانند فرعونیان و عاد و ثمود و قوم لوط دیدند در همین دنیا ببینند ، و تنها راه آن رجعت است .
امام صادق (علیه السلام) در حدیثى مى فرماید ، ان الرجعة لیست بعامة ، و هى خاصة ، لا یرجع الا من محض الایمان محضا ، أو محض الشرك محضا : رجعت عمومى نیست بلكه جنبه خصوصى دارد ، تنها گروهى بازگشت مى كنند كه ایمان خالص یا شرك خالص دارند .
این احتمال نیز وجود دارد كه بازگشت این دو گروه در آن مقطع خاص تاریخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخیز ( مبدا و معاد ) براى انسانها است ، تا با مشاهده آن به اوج تكامل معنوى و ایمان برسند و از هیچ نظر كمبودى نداشته باشند .

 

برخى شبهات رجعت:

بعضى افراد نا آگاهانه یا مغرضانه به رجعت اشكالاتى وارد كرده اند، البته وقتى با دلایل قطعی، رجعت ثابت شد دیگر جایى براى اشكال نخواهد ماند برخى از شبهات به معاد جسمانى بازگشت دارد كه پاسخ آنها همان پاسخهایى است كه در معاد جسمانى داده مى شود غیر از این دسته فقط به دو اشكال به عنوان نمونه پاسخ داده مى شود:

1) رجعت با تناسخ چه تفاوتى دارد؟

پاسخ: نظریه «تناسخ» بر اساس انكار قیامت پى ریزى شده و پیروان این مكتب، پاداش و كیفر اعمال و رفتار را منحصر به دنیا مى دانند.

چكیده این عقیده آن است كه: «جهان آفرینش پیوسته در گردش است و هر دوره اى تكرار دوره پیشین بوده و این گردش و تكرار پایان ندارد. روح هر انسانى پس از مرگ بار دیگر به دنیا باز مى گردد، و این بازگشت مبتنى بر كردار و رفتار پیشین اوست. اگر در روزگار گذشته به كارهاى نیك و شایسته دست زده، دوران بعد را با شادى و خوشى سپرى مى كند، و اگر مرتكب اعمال ناروا و زشت شده، گرفتار حزن و اندوه مى گردد.»

از این بیان به روشنى مى توان فهمید كه تناسخ هیچگونه سازگارى و مشابهت با رجعت ندارد.

منتقدان به رجعت هرگز منكر قیامت نیستند، بلكه یقین به وقوع این رستاخیز بزرگ همگانى دارند. آنان هیچگاه از تكرار بى نهایت دوره هاى آفرینش گفتگو نمى كنند. و از همه مهمتر آنكه بنا بر عقیده رجعت هرگز روح انسان به جسم شخص دیگر منتقل نمى شود، بلكه روح شخص رجعت كننده به جسم خود او تعلق مى یابد.

قائلان به تناسخ بازگشت انسان را به این جهان به عنوان معاد تلقّى كرده و این بازگشت را درباره همه افراد بشر باور دارند.

در حالى كه معتقدان به رجعت، تنها بازگشت گروهى بس انگشت شمار به این جهان را معتقدند پس از آن بار دیگر به سوى قیامت شتافته دوباره محشور خواهند شد.

2) آیا قرآن، عقیده رجعت را نفى مى كند؟!

مى گویند: قرآن در آیه 95 سوره انبیاء بازگشت كفّار را به جهان نفى مى كند:

«بر اهالى سرزمینى كه نابودشان كردیم، بازگشت نیست.»

از این آیه و مفهوم آن چنین استنباط مى شود كه بازگشت گروه نابود شده ـ كه طبعاً كافرند ـ ممنوع است.

در پاسخ سه نكته را یاد آور مى شویم:

1 ـ در این آیه بازگشت همه كافران ممنوع شمرده نشده، بلكه تنها از گروهى سخن مى گوید كه به عذاب الهى گرفتار و نابود شده اند، بنابر این با این آیه نمى توان بر ممنوع بودن بازگشت همه كافران استدلال نمود.

2 ـ قرآن بازگشتى را كه در آن با اعمال صالح، گذشته را جبران كنند ممنوع اعلام مى كند و ممنوعیّت این رجعت بر ممنوع بودن رجعت به شكل دیگر كه در آن امكان عمل صالح و میدان براى كار نیست، دلالت ندارد، چرا كه در آیه قبل، از مؤمنان نیكوكار سخن به میان آمده كه پاداش اخروى اینان از بین نخواهد رفت و تلاشهایشان در پیشگاه الهى ثبت مى شود.

سپس در آیه بعد از كفّارى یاد مى كند كه در اثر گناه و نافرمانى هلاك شده اند. آنگاه اعلام مى دارد كه بازگشت این گروه به دنیا ممكن نیست. بدیهى است كه مفهوم جمله این است كه كافران و بد كاران در عالم آخرت بهره اى ندارند و به پاداش دست نمى یابند. و نیز نمى توانند براى جبران كارنامه سیاه خود بار دیگر به دنیا باز گردند.

3 ـ آیه یاد شده فقط از كفّار سخن مى گوید، و درباره رجعت دیگر انسانها سكوت كرده است. با توجه به این نكات معلوم مى شود كه استدلال به این آیه بر ممنوعیّت اصل رجعت شگفت آور است. زیرا هدف از رجعت انجام عمل صالح و جبران گذشته كافران و تبهكاران نیست. بلكه آنان بدین جهت به دنیا باز گردانده مى شود كه شكوه و عظمت مؤمنان را ببینند و سر افكنده شده بر گذشته تاریك خود افسوس خورند، یا از مشاهده این شوكت و جلال به خشم آیند.

 

نظر شیعه درباره رجعت :

مكتب تشیّع بر اساس پیروى از قرآن و خاندان رسالت، استوار است. بدیهى است كه در شناخت و دریافت معارف اسلامى باید به این دو گوهر گرانبها چنگ زد.

شیعه این اعتقاد را نه از پیش خود ساخته، بلكه بنیانگزار آئین اسلام در سخنان گهربار خود پیوسته بر آن تأكید ورزیده است كه قطعیت آن احادیث بسیار، بر هیچ مسلمانى قابل انكار نیست.

علامه مجلسى (ره) شمار روایات رجعت را نزدیك به دویست حدیث معرفى كرده و مانند شیخ حر عاملى (ره) معتقد به تواتر آنها شده است.

بسیارى از بزرگان در كتب خود به اجماع شیعه امامیه بر حقانیت رجعت تأكید نموده اند كه از آن جمله اند: شیخ طبرسى در مجمع البیان(4) ابن بابویه قمى در اعتقادات، سید مرتضى علم الهدى و...

پس شیعه با پیروى از قرآن و پیامبر و ائمه معصومین كه ـ بیان كننده اسلام اصیل هستند ـ رجعت را جوهر اعتقاد جدایى ناپذیر و مسلّم و ضرورى خود مى داند و نه تنها آنرا براى خود موجب ضعف نمى داند بلكه باعث افتخار خود قلمداد مى نماید.

آخرین سخن اینكه شیعه در عین اعتقاد به رجعت كه آنرا از مكتب ائمه اهلبیت (علیهم السلام) گرفته است ، منكران رجعت را كافر نمى شمرد ، چرا كه رجعت از ضروریات مذهب شیعه است ، نه از ضروریات اسلام ، بنا بر این رشته اخوت اسلامى را با دیگران به خاطر آن نمى گسلد ولى به دفاع منطقى از عقیده خود ادامه مى دهد .

این نیز قابل توجه است كه احیانا خرافات بسیارى با مساله رجعت آمیخته شده كه چهره آن را در نظر بعضى دگرگون ساخته است ، لازم است پایه را بر احادیث صحیح بگذاریم و از احادیث مخدوش و مشكوك بپرهیزیم .




طبقه بندی: مهدویت،  رجعت،  احادیث مهدوی،  نشانه های ظهور، 

تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1389 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **

براى بیان كردن فرهنگ انتظار باید مؤلفه هاى انتظار بیان گردد; زیرا در پرتو بیان مؤلفه ها و ویژگى هاى فرهنگ انتظار، مى توان به فرهنگ انتظار پى برد از اینرو ضرورت نكات اصولى كه فرهنگ انتظار برآن استوار است بیان گردد:


1. در تفكر شیعى، انتظار موعود به عنوان یك اصل مسلم اعتقادى مطرح است و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم(عج) تصریح شده است كه به عنوان مثال روایات زیرا را بیان مى كنیم:
امام صادق(علیه السلام) به اصحاب خود فرمودند:
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى صاحب و عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن سه از بندگان نمى پذیرد؟ گفتم چرا. فرمود: گواهى دادن به این كه هیچ شایسته ى پرستش جز خداوند نیست و این كه محمد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده و ولایت ما و بى زارى از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزگارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج).
[1]
شیخ صدوق نیز از عبدالعظیم حسنى روایت مى كند كه:
«روزى بر آقایم محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن ابى طالب علیهم السلام وارد شدم و مى خواستم كه درباره ى قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آیا همان مهدى، است؟ حضرت خود سخن را آغاز كرد و فرمود: اى ابوالقاسم! به درستى كه قائم از ماست و اوست مهدى كه واجب است در (زمان) غیبتش انتظار كشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او، سومین امام از فرزندان من است».
[2]


2. از اصول فرهنگ انتظار اعتقاد قلبى به ظهور حضرت مهدى(عج)، است و منتظر مؤمن باید یقین داشته باشد به این كه حضرت قائم(عج) كه امام دوازدهم و فرزند بلاواسطه امام حسن(علیه السلام) است از روزى كه متولد شده است تا كنون به همین بدن عنصرى زنده و باقى است و روزى ظاهر مى شود و جهان را پر از عدل مى كند. و ظهور آن حضرت روز معینى ندارد كه مردم بدانند بلكه احتمال دارد همین امسال اتفاق بیفتد و احتمال هم دارد سالهاى بسیار تأخیر بیفتد.


3. در این فرهنگ همان طور كه ایمان به مفهوم واقعى خود عبارت از علم و عمل، عقیده و تلاش و اعتراف و كوشش مى باشد، انتظار نیز مفهومى است با اصالت و سازنده و از عالى ترین مكتب هایى است كه مى تواند جامعه ى اسلامى را در راه پیشرفت و تكامل جلو ببرد و به كلیه ى تلاش ها ارزش و اصالت بخشد.


4. در فرهنگ انتظار، منتظران چه فرد باشد و یا جامعه و یا امت در حال عبادت و پرستش به سر مى برند كه روحش عمل بلكه برترین عمل است و به بیان امام على(علیه السلام) همانند مجاهد تلاشگرى است كه در راه خدا و احیاى سنت هاى اسلامى در پرتو اعتقاد راسخ انتظارش، در خون خود مى غلطد.
[3]
انتظار در اعتقاد تشیع داراى محتوائى اصلاحگر، تحرك آفرین، و تعهدآورى است كه عالى ترین و ارجمندترین نوع بندگى حق تعالى و در نتیجه برترین عمل و نیكوترین تلاش و جنبش مى باشد.
[4]


5. در فرهنگ انتظار كسى كه در چمنزار تكلیف قدم مى گذارد و از نظر قلبى منتظر مى شود در عمل هم به بایدها و نبایدها شرع مقدس احترام مى گذارد. صفات بد را از خود دور مى كند و خود را به صفات خوب آراسته مى كند و دلیل بر این مطلب فرموده ى امام صادق(علیه السلام) است كه مى فرماید:
«هركس خوش دارد، در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیك اسلامى باشد. چنین كسى اگر پیش از قیام قائم درگذرد، پاداش او همانند كسانى باشد كه قائم را درك كنند و به حضور او برسند، پس (در دیندارى و تخلق به اخلاق اسلامى) بكوشید...».
[5]
از اینرو امام خمینى(ره) مى فرماید:
«ما منتظران مقدم مباركش هستیم تا با تمام توان كوشش كنیم تا قانون عدل الهى را در این كشور ولى عصر(عج) حاكم كنیم و از تفرقه و نفاق و دغل بازى بپرهیزیم و رضاى خداى متعال را در نظر بگیریم».
[6]


6. در امر انتظار، اصل اعتقادى بسیار مهم «معاد» همواره حضور دارد. این حضور در سه جهت نمودار است:
جهت اول: اینكه مهدى(عج) به هنگام ظهور، ستمگران را كیفر مى دهد، و ظالمان را به سزاى اعمال خود مى رساند، و مؤمنان را عزیز مى دارد، و رحمت الاهى را به سزاواران مى چشاند و این خود نمونه اى است از چگونگى معاد و رستاخیز.
جهت دوم: اینكه به هنگام ظهور حضرت مهدى(عج) گروهى از پاكان و پلیدان به جهان باز مى گردند و به تعبیر قرآن كریم (و یوم نحشر من كل أمه فوجا) و این خود قیامت صغرایى است و نشانه اى است براى قیامت كبرى.
جهت سوم: اینكه ظهور مهدى(عج) از «اشراطِ ساعت» است، یعنى علائم قیامت. یكى از علائم و نشانه هاى حتمى قیام قیامت و فرا رسیدن رستاخیز، ظهور مهدى است. مهدى(عج) پیش از قیامت مى آید، و تا او نیاید و حكومت عدل را در جهان برپاى ندارد، عمر جهان به سر نمى رسد، و قیامت برپا نمى گردد.
[7]


7. كسب آمادگى نظامى براى ظهور حضرت
یكى از فرهنگ هاى انتظار كه به تصریح روایات، در دوران غیبت بر عهده ى شیعیان و منتظران فرج قائم(عج) است كسب آمادگى هاى نظامى و مهیا كردن تسلیحات مناسب هر عصر براى یارى و نصرت امام غائب است. چنانكه در روایتى كه نعمانى از امام صادق(عج) نقل كرده، آمده است:
«باید هر یك ازشما براى خروج قائم(عج) اسلحه تهیه كند، اگرچه یك نیزه، چون وقتى خداوند ببیند كسى به نیّت یارى مهدى اسلحه تهیه كرده است، امید است عمر او را دراز كند تا ظهور را درك نماید و از یاوران مهدى باشد».
[8]

 

[1] - النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 200، ح 16.
[2] - صدوق، ابوجعفر محمد بن على بن الحسین، كمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 377، ح 1
[3] - عن امیر المؤمنین(علیه السلام): «المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه فى سبیل الله» ، منتخب الاثر، ص 496، لطف الله صافى گلپایگانى.
[4] - قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): «افضل اعمال امتى انتظار فرج من الله عزوجل».
[5] - بحار الانوار، ج 52، ص 140.
[6] - صحیفه نور، ج 15، ص 22.
[7] - محمد رضا حكیمى، خورشید مغرب، ص 369.
[8] - النعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص 320، ح 10، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 366.




طبقه بندی: مهدویت،  انتظار و منتظر، 

تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1389 | 08:40 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **
بشارت ظهور
 
پیامبر اکرم(ص) ظهور حضرت مهدی(عج) را در روایات گوناگونی خبر داده است و این احادیث را تنها راویان و محدثان شیعه نقل نکرده‌اند، بلکه محدثان بزرگ اهل سنت مانند ابوداود، ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، ابوعلی بزّاز، احمدبن حنبل، حاکم نیشابوری، احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیاری از صحابه و تابعین در کتاب های خویش نقل کرده‌اند. حتی گروهی از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوی در این باره اعتراف نموده‌اند. از جمله این دانشمندان کُنجی شافعی (متوفای 658 ه.ق) در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان، ابن حجر عسقلانی(متوفای 852 ه.ق) در کتاب فتح الباری، مؤمن شبلنجی در کتاب نورالابصار، شیخ محمدصبّان در کتاب اسعاف الراغبین، شیخ منصور علی ناصف در کتاب التاج الجامع للاصول و علامه شوکانی در کتاب التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال و المسیح پس از نقل احادیث حضرت مهدی(عج) گفته است: همه احادیثی که آوردیم، به حد تواتر می‌رسد. همچنین ابن ابی الحدید ادعا کرده است که همه فرقه های اسلامی اجماع و اتفاق دارند که عمر دنیا پایان نمی‌‌پذیرد، مگر پس از ظهور مهدی. برخی از احادیث نبوی را در این باره به روایت علماء اهل سنّت بیان می‌کنیم.
1- در صحیح ابن ماجه آمده است که رسول خدا(ص) فرمود:
مهدی از ما اهل بیت است. خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد فرمود.
2- در صحیح ابی داود آمده است که علی(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود:
اگر روزگار باقی نمانده باشد مگر یک روز، هر آینه خدا مردی از اهل بیتم را می‌فرستد که جهان را پر از عدل و داد کند، چنان که پر از ستم شده باشد.
3- ابن مسعود نقل می‌کند که رسول خدا(ص) فرمود: اگر نمانده باشد از دنیا مگر یک روز، هر آینه خدا آن روز را طولانی می‌کند تا اینکه در آن روز مردی از اهل بیتم را برانگیزد که اسمش همانند اسم من است. زمین را پر از عدل و داد می‌کند چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد
4- در صحیح ترمذی آمده است که رسول خدا(ص) فرمود:
مردی از اهل بیتم می‌آید که اسم او اسم من است.
و همچنین از قول ابوهریره می‌گوید که رسول خدا(ص) فرمود:
اگر از عمر دنیا جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می‌کند که مهدی درآید.
 
 
زمان ظهور
 
برخی از روایات روز ظهور حضرت را مشخص نموده‌اند. لیکن هیچ یک از آنها زمان واقعی ظهور، سال و ماه آن را تعیین نکرده‌اند.
1- جمعه: امام صادق(ع) فرموده است: قائم ما اهل بیت روز جمعه قیام می‌کند.
2- عاشورا: آن حضرت فرموده است: قائم ما که درود خدا براو باد در روز عاشورا که روز شهادت حسین بن علی(ع) است ظهور خواهد کرد.
و همچنین از امام محمد باقر(ع) رسیده است: قائم ما روز عاشورا ظهور خواهد کرد.
3- روز جمعه پس از نماز عشاء: در بعضی از روایات وقت ظهور را بعد از نماز عشاء فرموده است: ظهور قائم آل محمد(ص) روز جمعه بعد از نماز عشاء می‌باشد.
4- هر صبح و شام: روایاتی درباره انتظار ظهور آن حضرت در صبح و شام نیز آمده، چنان که امام صادق(ع) فرموده است: در صبح و شام منتظر فرج باشید.
و همچنین در دعای عهد آمده است:
بار خدایا، ما دوباره در صبح همین روز با امام خود تجدید عهد کردیم. و هر روز که بعد از این زندگی می‌کنیم با او عهد می‌کنیم...
سرّ نامعلوم بودن زمان ظهور: همان گونه که پنهان زیستی آخرین ذخیره الهی از اسرار و رموزی است که بر اساس حکمت الهی تحقق یافته و گفتار معصومین(ع) گویای این حقیقت است؛ مشخص نبودن وقت ظهور نیز، سرّی از اسرار الهی است. در کتاب کمال الدین شیخ صدوق آمده است که دعبل خزاعی گفت: چون قصیده ام را خدمت امام رضا(ع) خواندم، حضرت فرمودند:
و اما اینکه چه وقت ظهور می‌کند؟ پدرم از پدرش و پدرانش حدیث نقل کرده که امام علی(ع) از پیامبر(ص) پرسدند یا رسول الله(ص) حضرت قائم(عج) از ذریه شما چه وقت خروج خواهد کرد؟ آن حضرت فرمودند: مَثل خروج او مثل ساعت(قیامت) است، لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السموات والارض؛ ظاهر نمی‌‌کند آن را در وقتش مگر خدا، و سنگین است آن در آسمان ها و زمین. یعنی امر پراهمیتی خواهد بود.
در کتاب المحجّه از مفضل بن عمر منقول است که گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا برای ظهور حضرت مهدی وقت معیّنی هست که مردم آن را بدانند؟ فرمود:
حاشَ لله که ما وقتی برای آن تعیین کنیم. عرضه داشتم:‌ای مولای من علت چیست؟ فرمود: زیرا آن همان ساعت است که خداوند تعالی می‌فرماید: «و یسئلونک عن الساعةِ اَیّانَ مرسییها قل انّما علمها عند ربّی لا یجلیها لوقتها الّا هو» از تو می‌پرسند هنگام ساعت را که چه وقت خواهد بود، بگو البته علم آن نزد پروردگار من است کسی جز او آن را روشن و ظاهر نتوان کرد.
در روایت دیگری حضرت امام حسن مجتبی(ع) از رسول اکرم(ص) پرسید: قائم ما کی ظهور می‌کند؟ پیامبر اسلام(ص) فرمودند:
بدان که مثل او قطعاً همانند ساعت(قیامت) است که در آسمان ها و زمین(بسیار پر اهمیت) است و جز به طور ناگهانی نمی‌‌آید.
در منابع اسلامی برای ظهور امام عصر(عج) وقتی تعیین نشده است و حتی پیامبر(ص) و ائمه(ع) هم در این باره چیزی نفرموده‌اند، و معیِن کنندۀ وقت را دروغگو و کذّاب شمرده‌اند.
امام صادق(ع) در این مورد می‌فرمایند:
دروغ می‌گویند کسانی که وقت معین می‌کنند. ما(ائمه) در زمان گذشته و در آینده برای ظهور امام دوازدهم وقتی را تعیین نکرده و نخواهیم کرد.
بنابراین حکمت معین نبودن وقت ظهور حضرت مانند معین نبودن ساعت وقوع قیامت است. و این امر بنابر مصلحتی است که خداوند حکیم در نظر دارد. اگرچه با استفاده از روایات می‌توان وجوهی را برای معین نبودن وقت ظهور حضرت حجت(عج) ذکر نمود.
1- روایات می‌گویند وقت ظهور امام زمان(عج) از امور بدائیه است که امکان پیش و پس افتادنش هست. بنابراین اگر اهل ایمان برای تعجیل فرج او جدیّت در دعا داشته باشند امر فرج او جلو می‌افتد. دلیل بر این مطلب حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمود:
وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طول کشید چهل روز به درگاه خداوند گریه و ناله کردند، پس خداوند به موسی و هارون وحی فرستاد که بنی اسرائیل را خلاص کنند، و از صد و هفتاد سال صرف نظر کرد، شما نیز اگر این کار را بکنید خداوند باب فرج را می‌گشاید. ولی اگر چنین نباشید امر فرج تا آخرین حد خواهد رسید.
به همین جهت حضرت علی(ع) در جواب محمد بن حنیفه که پرسیده است آیا برای دولت مهدی(عج) وقتی هست؟ می‌فرماید:
خیر، زیرا که علم خداوند بر علم وقت گذاران غالب است. خداوند به موسی وعده سی شب میقات را داد، بعد ده شب افزوده شد، نه موسی آن ده شب را می‌دانست و نه بنی اسرائیل می‌دانستند و چون وقت(سی شب) گذشت بنی اسرائیل گفتند: موسی ما را فریب داد. لذا گوساله پرستیدند.
2- نظام هستی نظام علت و معلول است و تا علت تحقق پیدا نکند معلول لباس وجود نمی‌‌پوشد و ظهور حضرت نیز خارج از قوانین نظام هستی نیست. انسان نیز در به وجود آوردن علت ها نقش دارد.
3- در صورتی که وقت ظهور معین می‌شد دلها سخت می‌شد و بیشتر مردم از ایمان به اسلام برمی گشتند. مؤید این مسئله روایتی است از امام کاظم(ع) که آن حضرت فرمود:
ای علی بن یقطین! تا کنون دویست سال است که شیعه با امیدها و آرزوها پرورش داده شده است.
یقطین پدر علی از موالی بنی عباس بود. ایشان به پسرش گفت: چرا آنچه به ما گفته شد(خلافت بنی عباس) واقع شد ولی آنچه به شما گفته شد صورت نگرفت؟ علی به او پاسخ داد: آنچه به ما و شما گفته شد هر دو از یک جا بیرون آمده است، جز اینکه زمان کار شما فرا رسید و همان طور که گفته شده بود انجام پذیرفت، ولی زمان کار ما فرا نرسیده است. بنابراین ما را به امید و آرزو سرگرم نموده‌اند. زیرا اگر به ما گفته می‌شد این امر نخواهد شد مگر پس از گذشت دویست یا سیصد سال؛ حتماً دلها سخت می‌شد و بیشتر مردم از ایمان به اسلام بر می‌گشتند. ولی گفتند چه قدر سریع و نزدیک است برای آنکه دلهای مردم به ایمان نزدیک شود و فرج را نزدیک بنمایاند.
4- وقت ظهور حضرت را معین نکردند تا بدینوسیله راه هرگونه سوء استفاده بسته شود.
 
 
اقدامات امام زمان هنگام ظهور
 
  الف) اقدامات حضرت در شهر مکه:
 
1- معرفی؛ حضرت امام سجاد(ع) فرمودند: آن حضرت به سخن گفتن پرداخته و می‌فرماید: ایها الناس منم فلانی (مهدی) پسر فلانی(حضرت امام عسکری (ع). منم پسر پیغمبر خدا(ص). دعوت می‌کنم شما را به آنچه پیغمبر خدا دعوت می‌کرد.
2- دفاع در برابر مهاجمان؛ در ادامه حدیث فوق آمده:
پس هجوم می‌آورند که او را بکشند. سیصد و سیزده تن از او دفاع می‌کنند.
3- نیایش؛ سپس حضرت بین دو نقطۀ رکن و مقام(در خانۀ خدا) چهار رکعت نماز می‌گذارند.
4- بیعت گرفتن؛ حضرت امام صادق(ع) می‌فرماید:
به اسم او از آسمان ندا شود و او در پشت مقام باشد. اصحاب به ایشان عرض می‌کنند اکنون دیگر به اسم شما ندا شد. آنگاه دست او را بگیرند و به بیعت بپردازند. حضرت آمده و به حجرالاسود تکیه می‌نماید و...
5- سخنرانی در مراسم اخذ بیعت؛ اولین جمله‌ای که ایشان با آن کلام خود آغاز می‌کند این آیه است: بقیة الله خیرٌ لکم ان کنتم مؤمنین؛ باقیماندۀ حجت خدا برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید. سپس می‌گوید: منم بقیة الله.
آنگاه سیصد و سیزده نفر با او بیعت کرده و دیگران هم بیعت می‌کنند.
6- اجرای عدالت و حدود الهی؛ حضرت امام رضا(ع) می‌فرماید:
آنگاه که مراسم بیعت تمام شود، سراغ طایفه بنی شیبه (کلید داران و خادمان خائن خانه خدا) بیاید، دست های ایشان را قطع کند. برای اینکه ایشان دزدهای خانۀ خدایند. دست و پایشان را قطع نموده ایشان را در مکه بگرداند و منادی ندا دهد: این ها دزدان خانه خدا هستند...
7- تکمیل تعداد یاران؛ (10 هزار نفر اصلی)
8- تعیین حاکم برای مکه؛
9- خروج از مکه و عزیمت به مدینه.
 
 
  ب) دیگر اقدامات امام هنگام ظهور:
 
1- گسترش عدالت و تشکیل حکومت اسلامی؛ حضرت مهدی(عج) زمانی زمام امور را به دست می‌گیرد که دنیا وارث انبوهی از نابسامانی ها، بی عدالتی ها و عقیده های انحرافی است. سرانجام روزگاری فرا می‌رسد که عدل و عدالت با دست توانای مرد الهی در روی زمینِ پر از ظلم و ستم پیاده شود. امام صادق(ع) می‌فرماید:
به خدا سوگند، بطور حتم عدالت مهدی(عج) به درون خانه ها نفوذ می‌کند، چنانکه سرما و گرما در آن وارد می‌شود.
تردیدی نیست که حضرت شوکت مستکبرین، ظالمان و فاسدان را در هم می‌شکند و حدود معطّله را جاری می‌سازد و کلمه توحید را در سراسر گیتی می‌گستراند و این اتفاق بزرگ جز با تشکیل حکومت اسلامی که سراسر عالم گسترده باشد میسر نیست. تشکیل حکومت اسلامی از مهم ترین اقدامات آن حضرت است و بدون آن هیچ یک از وعده های الهی محقق نمی‌‌شود.
2- مقابله با عالمان دین نما؛ علما در طول تاریخ چهره ظلم و ستم را سیاه و دین و دینداری را درخشان نموده‌اند. در هر روزگاری که پرده های سیاهی و جهل، سایه خود را بر جوامع بشری گسترانده است، دشمنان و علماء دین بوده‌اند که با مسئولیت خود‌اندیشه های فساد و تباهی را از دامن مردم بخوبی پاک کرده‌اند. در آخر الزّمان نیز نقش علما در هدایت جوامع بشری مشهود است. امام هادی(ع) می‌فرماید:
اگر در دوران غیبت قائم آل محمد(ص) دانشمندان نبودند تا مردم را به سوی او هدایت کنند و با حجت های الهی از دینش دفاع نمایند، کسی در دین خدا پابرجا نمی‌‌ماند و همه مرتد می‌شدند. ولی آنان همانند ناخدای کشتی، سکان کشتی را نگاه می‌دارند. آنان نزد خدا والاترین انسانها هستند.
همچنین حضرت مهدی(عج) در اوائل غیبت کبری توقیعی به این مضمون صادر فرمود:
بعد از این به راویان حدیث ما (فقهای عادل) مراجعه نمائید، آنها حجت من بر شما و من حجت بر آنها هستم.
البته در مقابل این روایات روایتی وجود دارد که در آن آمده است:
حضرت مهدی(عج) بعد از ظهور رهسپار کوفه می‌گردد و در آنجا عده‌ای با سلاح در برابر حضرت می‌ایستند و می‌گویند:‌ای فرزند فاطمه از همان راهی که آمده‌ای برگرد، ما به تو نیازی نداریم. در حالی که همه قاریان قرآن و دانشمندان دینی هستند و پیشانی آنها از عبادت پینه بسته و... و امام(ع) شمشیر کشیده همه را از دم تیغ می‌گذراند.
تردیدی نیست که چنین روایتی ناظر به کسانی است که‌اندوخته های علمی و دانش خود را وسیله رسیدن به دنیا قرار داده‌اند، نه علمای راستین. از طرفی واژه علما تنها بر علمای شیعه صدق نمی‌‌کند. چه بسا عالمان وهّابی و فرقه های انحرافی باشند. لذا روایات متعددی در این باره وجود دارد که به هنگام ظهور حضرت، عدّه‌ای با استفاده از آیات قرآن بر علیه آن حضرت استدلال می‌کنند و حقانیت او را قبول ندارند. حتی عدّه‌ای علنی در مسجد از مجلس خطابه حضرت بلند شده و به ایشان اعتراض می‌کنند. بعید نیست که مصداق بسیاری از این گونه روایات علمای ناصبیها و وهّابی ها و سایر گروههای انحرافی باشند. در حالی که علمای شیعه،‌اندیشه شان برگرفته از‌اندیشه اهل بیت(ع) و از شاگردان آن مکتب‌اند. و به روایات متعدد در زمان غیبت، حجّت و خلفای اهل بیت‌اند.
3- مقابله امام به دشمنان؛ بر اساس حکم عقل و تعالیم انسان ساز اسلام، کشتن منحرفان و معندان تنها پس از عرضه اسلام و تمام شدن حجت بر آنها جایز خواهد بود. و تا زمانی که اسلام بر آنها عرضه نشده و حقانیت اسلام و امام مهدی(عج) برایشان آشکار نشده است، کشتن آنها برخلاف حکم عقل و اصول دین اسلام خواهد بود. اصل اولیه اسلام در مواجهه با دیگران، تلاش برای هدایت آنهاست. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید:
پیامبر مرا به سوی یمن فرستاد و به من فرمود:‌ای علی با هیچ کس جنگ مکن مگر پس از آنکه او را به اسلام دعوت کنی. به خدا سوگند اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند برای تو آنچه از خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند بهتر است.
از این رو تمام همّت امام مهدی(عج) صرف اصلاح و هدایت انسان ها خواهد شد و جنگ و قتل در مواردی خواهد بود که امیدی به اصلاح نمی‌‌رود. امام صادق (ع) در این باره فرموده‌اند:
(امام مهدی عج و سپاهیانش) برپیروان هیچ دینی وارد نمی‌‌شوند مگر اینکه آنها را به خداوند، اسلام و اقرار به نبوت حضرت محمد(ص) دعوت می‌کنند.
و امام کاظم در حدیث دیگری فرموده‌اند:
... چون بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدان، مرتدان و کفار شرق و غرب عالم خروج کند اسلام را بر آنها عرضه می‌کند.
بر اساس این روایت رویارویی امام مهدی(عج) با منکران و معاندان تنها پس از عرضه اسلام، دعوت به حقیقت و تمام شدن حجت از یک سو و اصرار ورزیدن آنها بر لجاجت و عنادشان از سوی دیگر خواهد بود.
اهتمام حضرت بر هدایت انسان ها به‌اندازه‌ای زیاد است که آن حضرت برای ارشاد مردم از تمام ابزارها استفاده خواهد کرد. امام صادق(ع) در این باره فرموده‌اند:
هیچ معجزه‌ای از معجزات انبیاء و اوصیا نیست مگر اینکه به جهت تمام شدن حجّت بر دشمنان مانند آن را به دست قائم ما ظاهر خواهد کرد.
و همانطور که گذشت دشمنان حضرت- که حضرت با آنها خواهد جنگید و آنها را به قتل خواهد رساند- کسانی خواهند بود که پس از آشکار شدن حقیقت و تمام شدن حجت باز بر گمراهی خود تعصب ورزیده و از اطاعت سرپیچی کنند.
وقتی حضرت مهدی(عج) ظاهر شد و حقایق اسلام را به مردم جهان عرضه داشت و برنامه اصلاحی اسلام را به گوش آنان رسانید، بسیاری از مردم اسلام را قبول می‌کنند. زیرا استعداد مردم برای درک حقایق به حد کمال رسیده است. و از طرفی معجزاتی را به دست امام عصر(عج) مشاهده می‌کنند در حالی که اوضاع عمومی جهان غیر عادی و فوق العاده است. بدین سان مردم جهان فوج فوج به وسیله حضرت مهدی(عج) اسلام اختیار می‌نمایند.
حضرت باقر(ع) فرمود:
وقتی قائم ما قیام نمود خدا دست لطفش را بر سر بندگان می‌نهد و حواسشان را جمع و عقولشان را کامل می‌گرداند.
به تعبیر روایات اسلام در هر خانه رخنه می‌کند، چنانکه سرما و گرما در آن نفوذ می‌نماید. و همان طور که نفوذ سرما و گرما اختیاری نیست، اسلام نیز به همه جا رخنه کرده و آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
گفتنی است هرچه سطح افکار بشر ترقی کند و افراد صالح و خیرخواه زیاد گردند؛ افراد ستمگر و خود سر نیز در میان بشر وجود خواهد داشت که با حق و دادگری دشمن بوده و برای حفظ منافع شخصی خود در مقابل امام قیام خواهد نمود. برای سرکوبی این جمعیت جز جنگ و خونریزی چاره‌ای نیست. از این جهت احادیث، جنگ و خونریزی را حتمی دانسته است.
4- ویرانی برخی مساجد؛ اگرچه روایاتی درباره خرابی و ویران کردن مساجد آمده است، اما هیچ یک از آنها بدون حکمت و مصلحت نمی‌‌باشد. اینک به نمونه هایی از آن اشاره می‌شود.
الف) تخریب مساجد جهت اصلاح آن: اصبغ ابن نباته می‌گوید امیرالمؤمنین(ع) وارد مسجد کوفه شد... سپس فرمود:
وای بر آنکه تو را از گل و خاک پخته بنا کرده و جهت قبله نوح را تغییر داد! آنگاه فرمود: خوش بحال کسی که شاهد ویرانی تو در روزگار قائم از اهل بیت باشد.
و همچنین از آن حضرت نقل شده که فرمود:
بی گمان هنگامی که حضرت قائم، قیام کند مسجد کوفه را خراب کرده و قبله آن را اصلاح می‌کند.
ب) تخریب مساجد در مسیر جاده و مشرف: ابوبصیر می‌گوید امام باقر(ع) فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می‌سازد. و همچنین مسجدی که مشرف بر دیگران باشد نمی‌‌گذارد. مگر اینکه حالت اشراف آن را برداشته و به حالت سادگی درآورد. و همچنین مسجدی که در مسیر جاده ها قرار گیرد از بین می‌برد.
هیچ یک از روایات حکایت از ویران کردن بسیاری از مساجد ندارد. و روایاتی که اشاره به خراب کردن مساجد دارد؛ اولاً مراد از این خرابی نابود کردن نیست. و دیگر آنکه در برخی روایات علت خراب کردن مساجد نیز توضیح داده شده. مانند: اصلاح قبله و یا حالت اشرافی و تزیینی که آن را به حالت سادگی درمی آورد. بنابراین چنین نیست که حضرت مساجد زیادی را خراب کند، و اگر تعدادی را خراب می‌کند به خاطر مصالحی است.
 
 
نحوه پیروزی و غلبه جهانی امام
 
از احادیث و روایات به دست می‌آید که امام زمان(عج) اسلام را با اجبار به گونه‌ای که مردم هیچ اختیار و اراده‌ای در پذیرش آن نداشته باشند؛ پیاده نخواهد کرد. زیرا انسان موجودی است که همیشه در قلمرو تکلیف و اختیار در حرکت بوده و در دوران ظهور حضرت نیز همین تکلیف و اختیار وجود دارد. در احادیث داریم که در هنگام ظهور قائم برخی از مردم حق را اختیار می‌کنند و از مهدی(عج) پیروی می‌کنند و برخی باطل را اختیار کرده و رو در روی حضرت می‌ایستند که اینان نابود می‌شوند. امام باقر(ع) فرموده است:
حضرت مهدی(عج) به سوی کوفه رهسپار می‌شود. در آنجا شانزده هزار نفر مجهز به سلاح در برابر حضرت می‌ایستند، آنان قاریان قرآن و دانشمندان دین هستند که پیشانیهایشان از بسیاری عبادت پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده داری زرد شده، نفاق سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر می‌آورند:‌ای فرزند فاطمه! از همان راه که آمده‌ای بازگردد، زیرا به تو نیازی نداریم. حضرت مهدی (عج) پشت شهر نجف روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر می‌کشد و همه را از دم تیغ می‌گذراند و در این نبرد از یاران حضرت حتی یک نفر زخمی نمی‌‌شود.
1- برخورد جدی و قدرتمندانه با ستمگران: در آن روزگار چنین نخواهد بود که مردمان را موعظه کنند و بسیاری از مردم گوش فرا ندهند و سرگرم جنایت و فساد باشند و پیامبران را بکشند و سنّتهای آنان را محو کنند. امام باقر(ع) فرمود:
اِن رسول الله(ص) سار فی امته باللّین، کان یتألف الناس و القائم یسیر بالقتل...؛ رسول خدا در میان امت خویش به نرمی و محبّت رفتار می‌نمود ولی امام مهدی با کشتن با معاندان برخورد می‌کند...
2- آمادگی جهانی: به طوری که از روایات استفاده می‌شود پیروزی امام زمان به آمادگی جهانی بستگی دارد. وقتی جهان پذیرش یک حکومت جهانی را پیدا کرد و انسان جنگ زده، صلح طلب شد پیروزی انقلاب حضرت مهدی تحقق می‌پذیرد. در بعضی از روایات آمده است که پیدایش این آمادگی جهانی بر اثر یک جنگ وحشتناک است که انسان جنگ زده در پی صلح و آرامش است. امام صادق(ع) فرموده است:
حکومت جهانی و رهبری واحد تحقق پیدا نمی‌‌کند مگر روزی که در یک جنگ ویرانگر دو سوم بشر نابود شوند.
3- سلاح برتر و مدرن: در بعضی روایات آمده است که حضرت مهدی(عج) از سلاح برتر برخوردار است. از این رو جهان تسلیم او خواهد شد. پس سلاح ایمان و آلات جنگی مدرن نقش مهمی در پیروزی های امام می‌تواند داشته باشد.
4- سلاح علم و دانش: در بسیاری از احادیث به این واقعیت اشاره می‌شود که امام زمان(عج) با قدرت علمی مغزها را متوجه خود می‌نماید و علماء و دانشمندان جهان به او ایمان می‌آورند. امام صادق(ع) فرموده است:
تا زمان حضرت مهدی(عج) علم و دانش تا دو کلمه ترقی می‌کند. اما در عصر مهدی(عج) تا بیست و هفت کلمه ترقی خواهد کرد و این یکی از اسباب پیروزی است.
5- سایر عوامل پیروزی: از احادیث استفاده می‌شود که رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر یکی از عوامل پیروزی خواهد بود. عوامل دیگر مانند آمادگی جهانی، سلاح مدرن، قدرت علم و دانش و انتخاب کارگزاران لایق نیز نقش عمده‌ای در پیروزی و گسترش اسلام خواهند داشت. در گفتار پیشوایان معصوم(ع) فتوحات حضرت به قدرت نیروهایی نسبت داده شده که از سراسر جهان به یاری حضرت می‌شتابند. ولی پیروز شدن بر تمام جهان کاری بس دشوار است که علاوه بر قدرت فردی و زمینه های اجتماعی عصر قیام به امدادهای غیبی الهی نیز نیازمند است. ادیان پسر صلت می‌گوید به امام رضا(ع) عرض کردم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود:
من امام و صاحب امر هستم، ولی نه آن صاحب امری که زمین را از عدل و داد پر می‌کند آنگاه که از ستم و بیداد پر شده باشد. چگونه می‌توانم صاحب آن امر باشم، در حالی که ناتوانی جسمی مرا می‌بینی؟ حضرت قائم کسی است که وقتی ظهور می‌کند در سن پیران است ولی به نظر جوان می‌آید.‌اندامی قوی و تنومند دارد به طوری که اگر دست را به سوی بزرگ ترین درخت دراز کند آن را از ریشه بیرون می‌آورد و اگر میان کوهها فریاد برآورد صخره ها می‌شکند و از جا کنده می‌شود...
در هنگام قیام حضرت قائم (عج) شیعیان آن حضرت چنان پاره هائی از پولاد می‌شوند که قدرت هریک از آنان به‌اندازه قدر چهل مرد بیان شده است.
6- نقش نیروهای مردمی در انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج): در احادیث آمده است که حضرت مهدی هنگام ظهورش از مردم یاری می‌طلبد و این بدان سبب است که قیام جهانی خویش را تا جایی که ممکن است با توان خود مردم به ثمر برساند. در احادیث می‌خوانیم:
مهدی(عج) از مردم یاری می‌طلبد. یکی از یاران خود را می‌خواهد و به او می‌فرماید: به نزد مردم مکّه برو، و بگو‌ای مکیان! من فرستاده مهدی‌ام؛ مهدی می‌گوید: ما خاندان رحمتیم، ما مرکز رسالت و خلافتیم. مردمان به ما ستم کردند. حق ما را از ما ستاندند. اکنون من از شما یاری می‌طلبم. به یاری من بشتابید!
یا ایها الناس! انا نستنصر الله، و من اجابنا من الناس؛‌ای مردمان، ما از خدا یاری می‌طلبیم و از هرکسی که دعوت ما را بپذیرد و در صف یاران ما در آید..
انا نستنصر الله الیوم و کل سلیم؛ ما امروز از خدا یاری می‌طلبیم و از هر مسلمانی که در جهان هست.
باز هم در حدیث می‌خوانیم هنگامی که قائم قیام کند، خداوند شیعیان را از همۀ شهرها، نزد او گرد می‌آورد. از امام باقر(ع) نیز روایت شده است که بانوان نیز در این قیام بزرگ شرکت دارند. فرمود:
چون مهدی فریاد برآورد که ما از خدا یاری می‌طلبیم و از هر مسلمانی؛ سیصد و سیزده تن از مردان نزد او آیند که با آنان پنجاه زن نیز هست. این جماعت در مکه گرد آیند.
این شمار نخستین گروه از یاران مهدی است. سپس دسته دسته مردمانی که جزء یاران او خواهند بود از زن و مرد به آنان خواهند پیوست.
 
 
امدادهای غیبی در انقلاب جهانی
 
آیا حضرت با انجام کراماتی مشکلات را از سر راه برمی دارد مانند اینکه خداوند ملائکه را به یاری حضرت می‌فرستد؟
در برخی روایات سخن از نیروهایی است که دارای خصوصیات فرشتگان هستند و منتظر ظهور حضرتند تا او را یاری کنند. از تابوت حضرت موسی(ع)... نیز به عنوان وسیله دیگری برای نصرت و یاری حضرت نام برده شده است. به ذکر برخی از روایات در این زمینه پرداخته می‌شود.
1- رعب و ترس: امام صادق(ع) می‌فرماید: قائم ما اهل بیت با ترس و رعب یاری می‌شود.
و نیز می‌فرماید:
خداوند حضر قائم(عج) را به سه لشکر یاری می‌دهد: فرشتگان، مؤمنان و ایجاد رعب در دل دشمن.
از این روایات و احادیث دیگر استفاده می‌شود که دشمن از حرکت لشکریان حضرت مهدی(عج) چنان وحشت زده می‌شود که کسی جرأت شورش علیه آن را ندارد.
2- فرشتگان و جنّیان: حضرت علی(ع) می‌فرماید:
خداوند حضرت مهدی(عج) را با فرشتگان، جن و شیعیان مخلص یاری می‌کند.
امام باقر(ع) نیز می‌فرماید:
فرشتگانی که در جنگ بدربه پیامبر(ص) یاری دادند هنوز به آسمان باز نگشته‌اند تا اینکه حضرت صاحب الامر را یاری رسانند و تعدادشان پنج هزار فرشته می‌باشد.
3- فرشتگان زمین: محمدبن مسلم می‌گوید از امام صادق(ع) درباره میراث علم و‌اندازۀ آن پرسیدم. حضرت پاسخ داد:
خداوند در شرق و غرب عالم دو شهر دارد که در آن گروهی سکونت دارند. هرچند یکبار با آنان دیدن می‌کنم و آنان از ظهور قائم می‌پرسند. گروهی از آنان از روزی که به انتظار قائم(عج) بوده‌اند سلاح خود را زمین نگذارده‌اند. آنان از خداوند می‌خواهند که حضرت را به آنان بنمایاند. هنگامی که امام مهدی قیام می‌کند آنان همراه او هستند. اجتماع آنان متشکل از پیر و جوان است. این گروه از‌اندیشه و دستورات امام آگاه بوده و آن را اجرا می‌کنند. این سپاهیان را به جنگ هند، دیلم، روم، بربر، فارس، جابرسا و جابلقا که دو شهر در شرق و غرب است می‌فرستد. تمام پیروان ادیان را به اسلام، یکتاپرستی و ولایت ائمه دعوت می‌کنند که در صورت اجابت، مردم رهایی می‌یابند و اگر تخلف کردند به قتل می‌رسند. در تمام شرق و غرب عالم همگان ایمان می‌آورند.
4- تابوت موسی(ع): امام(ع) می‌فرماید:
هنگام ظهور ولی عصر(عج) عیسی(ع) فرود می‌آیدو کتابها را از انطاکیه گردآوری می‌کند. خداوند بر روی او از چهره ارم ذات العماد پرده برمی دارد و کاخی را که حضرت سلیمان پیش از مرگش ساخته آشکار می‌سازد. حضرت دارائیهای کاخ را گردآوری می‌کند و آن را بین مسلمانان تقسیم می‌نماید. و تابوتی را که خداوند به(اربیا) دستور‌انداختن آن را در دریای طبرستان داده بود خارج می‌سازد، در آن تابوت آنچه که خاندان موسی و هارون به یادگار گذاشته‌اند موجود است و نیز الواح و عصای موسی و قبای هارون و ده صاع از غذایی که بر بنی اسرائیل فرود می‌آمد و مرغ های بریانی که بنی اسرائیل برای آیندگان خود ذخیره کرده‌اند در آن می‌باشد. آنگاه با استفاده از آن تابوت شهرها را می‌گشاید همان گونه که پیش از او نیز چنین کردند.
 
 
سلاح جنگی امام زمان(عج)
 
در خصوص ابزار قیام آن حضرت در روایات تعبیر بالسیف؛ با شمشیر، آمده است. اکنون سخن این جا است که چگونه با شمشیر می‌توان بر هزاران پوند بمب های هسته‌ای که برای ویران ساختن کرۀ زمین کافی است، مقابله کرد؟ در این باره چندین پاسخ وجود دارد که به بیان پاره‌ای از آنها می‌پردازیم.
الف) برخی در پاسخ می‌گویند همان طور که در روایات آمده است، امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد. ولی این قیام زمانی خواهد بود که منابع انرژی همچون نفت، گاز و... و ذخایر آن پایان یافته است و استفاده از ابزارها و اختراعاتی که متکی به این انرژی ها هستند ناممکن شود. در این حال بشر به همان وضع نخستین باز می‌گردد، و آنگاه تسلط بر قدرت های جهان خوار با شمشیر، چندان دور از ذهن نخواهد بود.
ب) عده‌ای دیگر معتقدند خروج امام زمان(عج) با شمشیر کنایه از نبرد است و این روایات در مقام بیان نوع سلاح نیست؛ بلکه از آن جهت که در زمان صدور این روایات، سلاحی جز شمشیر برای مخاطبان قابل تصور نبوده است، از این تعبیر استفاده کرده‌اند. معنای مد نظر از این تعبیر چنین بوده که جنگ و درگیری در برنامه های انقلاب حضرت مهدی(عج) قرار دارد. 
 
 
منبع: کتاب مقالات مهدوی،مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم


تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3