ابزار رایگان وبلاگ

منجی آخرالزمان - مطالب بهمن 1391
دعای فرج
تاریخ : جمعه 20 بهمن 1391 | 12:42 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **


امام جعفر صادق (علیه السلام)
 فرمود: 

در شگفتم نسبت به کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

 ۱-در شگفتم نسبت به کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (سوره مبارکه آل عمران/ آیه ۱۷۱)     پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است... پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید...

۲- در شگفتم نسبت به کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره مبارکه انبیاء/ آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء/ آیه ۸۸)

۳ -  در شگفتم نسبت به کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوّض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد»(سوره مبارکه غافر/ آیه ۴۴) … پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر/ آیه ۴۵)

۴ -  در شگفتم نسبت به کسی که خواستار دنیا و زیبایی های دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله» (سوره مبارکه کهف/ آیه ۳۹) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد

 )بحارالانوار ج ۹۰/ ۱۸۴ – ۱۸۵ )



تاریخ : جمعه 20 بهمن 1391 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : **سوشیانت **

در اسلام یكی از نشانه‌های دوران ظهور، خروج دجّال است. موضوع دجّال بیش از آنچه در روایات شیعه آمده، از طریق اهل‌تسنّن نقل شده‌ است.  قسمت عمدة روایات در مورد دجّال را احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، ترمذی در «صحیح» خود، ابن ماجه در «سنن»، مسلم در «صحیح» و ابن اثیر در «نهایه» از عبدالله بن عمر، ابوسعیدخدری و جابر بن عبدالله انصاری نقل كرده‌اند.

  • اهل سنّت

   در منابع اهل سنّت، برای دجّال صفاتی ذكر شده است، از قبیل اینكه: 
1. او ادّعای ربوبیّت می‌كند1؛
2. عمر طولانی دارد2؛ 
3. همراه او آب و آتش است3؛ 
4. كور را بینا كرده و برص را شفا می‌دهد4؛  
5. مرده را زنده می‌كند5؛  
6. كسی را می‌كشد، آنگاه او را زنده می‌كند6؛
7. با او بهشت و آتش است7؛
8. با او نهری از آب سفید و نهری از آتش است8؛ 
9. خواستة او بر آورده می‌شود.9




چند مورد از روایات


 پیامبر اكرم(ص) فرمودند: 

«أَیُّهَا النَّاسُ مَا بَعَثَ اللهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجَّال‏؛ 

ای مردم! خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نكرد، مگر اینكه قوم خویش را از فتنه دجّال بر حذر داشته‌است.»



   پیامبر(ص) فرمودند: 

«هر پیامبری بعد از نوح، قوم خود را از فتنة دجّال ترسانده و من نیز شما را بر حذر می‌دارم.»10
از این روایت معلوم می‌شود كه در عصر هر پیامبری دجّال یا دجّالانی وجود داشته‌اند كه هر پیامبر موظّف بود، قوم خود را از فتنة آن بر حذر دارد وگرنه معنی نداشت انبیای پیشین مردم عصر خویش را نسبت به فتنة دجّالانی كه هزاران سال بعد از آنها آشكار خواهد شد، هشدار دهند.


در حدیثی دیگر، می‌خوانیم: 
پیامبر فرمود: «قیامت بر پا نمی‌شود تا اینكه سی نفر دجّالی كه خود را پیامبر می‌پندارند، ظاهر شوند.» 
از این احادیث استفاده می‌شود كه دجّال نام شخص معیّنی نیست و به هر شخص دروغگو، پرتزویر و گمراه كننده اطلاق می‌شود.

 


  •  دجّال در منابع شیعی


امیر المؤمنین(ع) از پیامبر اكرم (ص) نقل می‌كند كه فرمودند: 

«پیش از قیامت ده امر حتمی واقع می‌شود: خروج سفیانی، دجّال، دود، دابّـ[ الارض، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، فرو رفتن زمین در مشرق جزیر\ العرب، بیرون آمدن آتشی از قعر عدن كه مردم را به سوی محشر براند.»11

محدّث قمی از رسول خدا(ص) نقل می‌كند: 

«چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید و میان او و لشكر قائم جنگ واقع شود، بالأخره آن ملعون به دست حضرت حجّت(عج) یا عیسی بن مریم(ع) (به فرمان امام زمان(عج)) كشته شود.»12 

سیّد محمّد صدر می‌فرماید: دجّال رمزی است از اوج تمدّن و تكنیك غرب كه با اسلام و مبانی آن ستیز دارد، تمدّنی كه درصدد به سلطه كشیدن هر انسانی است. .. ما به طور وضوح مشاهده می‌كنیم كه چگونه تمدّن و تكنیك غرب مادّی‌گرا در این عصر بر تمام جوامع، حتّی مسلمانان تسلّط پیدا كرده است.13 .. از بیانات استاد محمّد طیّ14 و نویسندة مصری، شیخ محمّد فهیم ابو عبیه در تعلیقة خود بر كتاب «البدایـ[ و النّهایـ[»15 نیز همین احتمال به دست می‌آید.16 

بعضی معتقدند، همان‌گونه كه از ریشة لغت دجّال از یك سو و از منابع حدیث از سوی دیگر بر می‌آید، دجّال منحصر به یك فرد معیّن نیست، بلكه عنوانی است كلّی، برای افراد پُرتزویر و حیله‌گر كه برای كشیدن توده‌های مردم به‌دنبال خود از هر وسیله‌ای استفاده می‌كنند. 

ممكن است این نظر درست باشد؛ چون اگر از مفاهیم رمزی و كنایی روایات مورد بحث، صرف نظر كنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندی، اخبار واحدی می‌باشند كه چندان معتبر نیستند.

بنابر آنچه كه از كتب یاد شده، ذكر نمودیم، دجّال را به دو صورت می‌توان تفسیر نمود: 
1. شخصی حقیقی كه بیشتر در مصادر اهل سنّت به آن اشاره شده است؛ 
2. جنبشی فرهنگی و ضدّ دینی كه روایات شیعه بیشتر مشعر به آن است و به صورت تشكیلاتی و سازمانی توسط یك نفر یا گروهی هدایت می‌شوند و هدف آنها حاكمیّت بر مردم است. بنابراین بزرگترین دشمن منجیّ آخرالزّمان كه هدف او رهایی بشر است، می‌باشند. 




خصوصیّات فردی دجّال


 امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: 

«او چشم راست ندارد و چشم دیگرش در پیشانی اوست و مانند ستارة صبح می‌درخشد. چیزی در چشم اوست كه گویی آمیخته به خون است، وی در یك قحطی سخت می‌آید و بر الاغ سفیدی سوار است.» 17

ترمینولوژی روایت:

بزرگترین مشخّصة دجّال كه در روایت امیرالمؤمنین(ع) به آن اشاره شده است: داشتن یك چشم چپ است، با اوّلین نگاه به آرم رسمی سازمان فراماسونری می‌توانید این چشم چپ را مشاهده نمایید، كه در وسط رأس آرم قرار دارد (او چشم راست ندارد و چشم دیگرش در پیشانی اوست)، این چشم درون آرم، درخشان است (و مانند ستارة صبح می‌درخشد) اگر به معنای لغت دجّال توجّه شود، به معنای كذّاب است كه این بارزترین خصوصیّت این جامعة مخفی است، مخفی‌كاری این سازمان، نمونة بارز نفاق در ادبیات قرآنی ـ اسلامی است؛ همچنین آنها خود را انسان‌هایی بشر دوست و صلح‌طلب معرفی می‌نمایند؛ یعنی مركب آنها به جای جنگ و خونریزی كه نماد آن رنگ قرمز است، مركبی سفید است (و بر الاغ سفیدی سوار است) و به وسیلة آن اهداف جنگ‌طلبانة پشت پردة خود را كه به رنگ سرخ است، پیش می‌برند، امّا مهم‌ترین ویژگی این سازمان مخوف و مخفی، ضدّ دین و ضدّیت با ادیان توحیدی اصیل می‌باشد كه دقیقاً بر روایات اسلامی صدق می‌كنند.

گرداننده‌های این جریان، جریاناتی مشابه را نیز اداره می‌كنند كه عنوان دجّال و خصوصیاتش بر همة آنها صدق می‌كند، این گرداننده‌ها، شبكه‌ها و جریانات متّصل به آنها در اختیار صهیونیزم و استكبار جهانی می‌باشند كه مقام معظّم رهبری از آنها با عنوان شبكة زورگویان صهیونیست جهانی یاد نموده است، كه تمامی یا اكثر فساد، تباهی و جنایات سراسر جهان، زاییدة اعمال آنهاست.

 


ماهنامه موعود شماره 120  - حجّت الاسلام سیّد مهدی غفّاری


پی‌نوشت‌ها:

1. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1360.
2. صحیح مسلم، ج 8، ص 205.
3. صحیح بخاری، ج 8، ص 103.
4. مسند احمد، ج 5، ص 13.
5. همان.
6. مستدرک حاکم، ج4، ص 537.
7. مسند احمد، ج 5، ص 435.
8. معجم الکبیر، ج2، ص 56.
9. صحیح مسلم، ج 8، ص 197؛ ر ک به :کتاب موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص531.
10. صحیح ترمذی، باب ما جاء فی دجّال، ص 42.
11. اثباة الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج7، ص 405.
12. منتهی الآمال، ج2، ص 336.
13. تاریخ ما بعد الظهور، صص 141-142.
14. المهدی المنتظر بین الدین و الفکر البشری، ص 177.
15. البدایه و النهایه، ج1، ص 188.
16. موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص 533.
17. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص 965.




طبقه بندی: مهدویت،  احادیث مهدوی،  نشانه های ظهور، 

تاریخ : سه شنبه 17 بهمن 1391 | 12:40 ب.ظ | نویسنده : **سوشیانت **


راجع به اینکه امام زمان (ارواحنا له الفداء) به هنگام ظهور چه مطالبی را می گویند و با چه سخنانی آغاز خواهند نمود، روایاتی است، از جمله ی آنها روایتی است که محدّث بزرگوار مرحوم شیخ علی یزدی حائری متوفای سال 1333 هـ.ق نقل کرده است. او می گوید: زمانی که قائم آل محمد علیهم السلام ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد:


1. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الاِمام القائِم.

2. اَلا یا اَهلَ العالَم اَنَا الصَّمصامُ المُنتَقِم.

3. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً.

4. الا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین طَرَحُوهُ عُریاناً.

5. اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سَحَقُوهُ عُدواناً. 


(الزام الناصب ، ج 2 ، ص 282)


آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم، آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده، بیدار باشید ای اهل جهان که جدّ من حسین را تشنه کام کشتند، بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را روی خاک افکندند، آگاه باشید ای جهانیان که حق جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند.

طبق این نقل، سه ندای اخیر، مخصوص و ویژه ی جد بزرگوارش امام حسین (ع) است و مصائب جگرخراش آن سید ابرار را بازگو می کند و اذیت و آزارهای جانکاهی که بر آن حضرت در صحنه ی خونین کربلا رفت، را یادآوری می فرماید.  

نخست از قتل جدّ خود سخن می گوید که خود اعظم المصائب و بزرگترین فاجعه، در جهان اسلام به شمار می آید. و در کنار همین مطلب و همراه آن مصیبت تأثرانگیز و رقّت بار، عطش امام حسین (ع) را یاد می کنند، مصیبتی که هیچکس آن را توجیه نمی کند و حتّی درباره دشمن خود نپسندیده و روا نمی دارد و به حقیقت، لکه ننگین و عاری بر دامن بنی امیه و آل زیاد- علیهم اللعنه- و سپاه دیو و دد صفت کوفه و شام گردید که برای ابد قابل رفع و زوال و شستشو نخواهد بود. آنگاه مصیبت رقت انگیز دیگری را از جدّ خود حسین (ع) ذکر می کنند و آن روی خاک افکندن بدن مبارک آن حجت بالغه ی الهی است که در هیچ منطق و مکتبی روا نبوده و نیست. و همراه تذکر این مصیبت، نکته ی دیگری را ذکر می کنند که دلها را می شکافد و اشک غم و اندوه را بر گونه، روان می سازد و آن مصیبت عریان کردن بدن نازنین آن امام معصوم و آن انسان آزاده ی خداجو و با عظمت است که خود پناه مستضعفان و محرومان و نقطه ی بارز امید اهل ایمان بلکه مطلق انسان ها بود.

راستی چه کسی می تواند تحمل این فاجعه ی بزرگ را بکند که بدن مقدس ولی اعظم پروردگار را برهنه روی خاک بیندازند؟

در آخر، از بزرگترین فاجعه ای که در کربلا صورت گرفت و به دست آن وحشی صفتان دور از انسانیت بر بدن مبارک حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) واقع شد، سخن می گویند و آن موضوع کوبیده شدن نازنین پیکر تقوا و طهارت، بدن مقدس حسین (ع) است. موضوعی که هیچ کسی که کمترین مراتب انسانیت را دارا باشد آن را نمی پذیرد و صحّه بر آن نمی گذارد و با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. موضوعی که هر چند انسان به کشتن دشمن سرسخت خود رضا دهد، بدان رضا نخواهد داد. مصیبتی که انسان متعارف و خالی از کینه و پستی، تاب شنیدن آن را ندارد و به حقیقت، انسان از وقوع آن در کربلا آن هم نسبت به بدن پسر ریحانه ی پیامبر اکرم (ص)، شرمسار و سربزیر گردید.






طبقه بندی: مهدویت،  احادیث مهدوی،