ابزار رایگان وبلاگ

منجی آخرالزمان - مطالب آبان 1391
دعای فرج
تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 04:32 ب.ظ | نویسنده : **سوشیانت **

مفضل از امام صادق (ع) می پرسد:

 تأویل «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ خداوند نماینده خود را با هدایت و دین حق میفرستد تا او را بر تمام ادیان غالب گرداند هر چند مشرکان نخواهند.» (۱) چیست؟
 (یعنى چگونه امام زمان بر همه ادیان غالب مى‏ شود) 


حضرت فرمود: تأویلش این آیه است: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ؛ با مشرکان پیکار کنید تا دیگر فتنه‏اى در میان مردم نباشد و همه دین براى خدا باشد.» (۲)

اى مفضل بخدا قسم! اختلاف را از میان ملل و ادیان برمیدارد و همه دینها یکى مى‏شود چنان که خدا فرموده: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» (۳) و هم فرموده: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ؛ هر کس دینى جز دین اسلام را بپذیرد هرگز از وى پذیرفته نمی شود و او در عالم آخرت از زیانکاران خواهد بود.» (۴)

مفضل گفت: آقا! آیا دینى که پدران او ابراهیم و نوح و موسى و عیسى و محمد داشتند، همان دین اسلام بود؟ 

فرمود: آرى همین دین اسلام بود، نه غیر آن! 

عرض کردم: دلیلى از قرآن بر این مطلب دارید؟ 
فرمود: آرى از اول تا آخر قرآن پر از دلیل است. 
از جمله آیه: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» است و دیگر این آیه: «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ؛ اسلام دین پدر شما ابراهیم است و اوست که شما را مسلمان نامید.» (۵) 

و دیگر آیه ایست که خداوند در داستان ابراهیم و اسماعیل از زبان آنها نقل میکند که گفتند: «وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً؛ خدایا ما دو نفر را دو تن مسلمان و تسلیم‏شده خود قرار ده، و از اولاد ما نیز مردمى مسلمان بیرون آور.»(۶)

همچنین در داستان فرعون است که می فرماید: «حَتَّى إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ وقتى فرعون میخواست غرق شود، گفت: ایمان آوردم که جز خداوند یگانه‏اى که بنى اسرائیل باو ایمان آوردند، خدائى نیست و اینک من از مسلمانان هستم.»(۷)

و در داستان سلیمان و بلقیس ملکه سبا میفرماید: «وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ؛ در حالى که تسلیم شده‏اید، نزد من بیائید»(۸)، چون بلقیس نزد سلیمان آمد، گفت: «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ‏؛ من با سلیمان در پیشگاه خداوند جهانیان اسلام آوردیم»(۹) 

و از زبان عیسى بن مریم (ع) می فرماید: «مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ؛ کسانى که میخواهند با پذیرش دین خدا مرا یارى نمایند کیستند؟» (۱۰) حواریون گفتند: «نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ حواریون گفتند: ما یاوران دینى تو هستیم ما ایمان بخدا آوردیم و شاهد باش که ما مسلمان هستیم!» (۱۱) 

و در آیه دیگر می فرماید: «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً؛ آنچه در آسمانها و زمین است با میل و بى‏میلى اسلام آوردند» (۱۲) 

و در داستان لوط میفرماید: «فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ ما در آنجا بیشتر از یک خانه از مسلمانان نیافتیم». (۱۳) 

در آیه دیگر می فرماید: « قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛ بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‏ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و(همچنین) آنچه به موسى و عیسى و پیامبران(دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایى قائل نمى‏شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ 
(و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود که بعضى را بپذیریم و بعضى را رها کنیم.» (۱۴) 

و در آیه دیگر می فرماید: «أَمْ کُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ الى قوله وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛ آیا شما حاضر بودید هنگامى که مرگ یعقوب فرا رسید تا آنجا که فرمود: و ما همه براى او اسلام آوردیم.» (۱۵)

۱.    توبه: ۹ / ۳۳؛ صف: ۶۱ / ۹.
۲.    انفال: ۸ / ۳۲.
۳.    آل عمران: ۳ / ۱۹.
۴.    آل عمران: ۳ / ۸۵.
۵.    حج ۲۲ / ۷۸.
۶.    بقره: ۲ / ۱۲۸.
۷.    یونس: ۱۰ / ۹۰.
۸.    نمل: ۲۷ / ۳۱.
۹.    نمل: ۲۷ / ۴۴.
۱۰.    صف: ۶۱ / ۱۴؛ آل عمران: ۳ / ۵۲.
۱۱.    پیشین.
۱۲.    آل عمران: ۳ / ۸۳.
۱۳.    ذاریات: ۵۱ / ۳۶.
۱۴.    بقره: ۲ / ۱۳۶.
۱۵.    بقره: ۲ / ۱۳۳.


منبع: مهدی موعود (بحار الانوارج ۱۳)، ص ۱۱۴۹


تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 04:13 ب.ظ | نویسنده : **سوشیانت **


«شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند؛ اگر ما را بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد.»

مرحوم حاج شیخ محمّد جعفر جوادی در عالم کشف یا شهود خدمت حضرت بقیّة الله أرواحنا فداه مشرّف شده آن حضرت را بسیار غمگین می بیند. از حال آن بزرگوار سؤال می کند. می فرمایند: 
«دلم خون است! دلم خون است! ...» 

مرحوم حاج محمّد علی فشندی می گوید: 
در مسجد جمکران قم، اعمال را به جا آورده بودم و با همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده اند و قصد دارند به طرف مسجد بروند با خود گفتم: این سیّد نورانی در این هوای گرم تابستان، از راه رسیده و تشنه است. ظرف آبی به دست ایشان دادم. پس از آشامیدن ظرف آب را پس دادند. گفتم: آقا، شما دعا کنید و فرج امام زمان أرواحنا فداه را از خدا بخواهید تا امر ظهور نزدیک شود. فرمودند: 

«شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمی خواهند؛ اگر ما را بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد.»۱ 

یکی از علمای وارسته و برجسته ی نجف به کربلای معلّی مشرّف می شود و در حرم مطهّر حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام به محضر حضرت مهدی أرواحنا فداه شرف یاب می گردد. 

امام زمان علیه السّلام به او می فرمایند: 
«فلانی، ببین این جا که (در کنار ضریح جدّ غریبم و زیرگنبد طلای آن) دعا مستجاب است. مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند.» 

سپس آن حضرت تصرّف ولایی می فرمایند و آن عالِم ربّانی خواسته های مردم را می شنود که هر کدام برای حوایج خصوصی خود دعا می کنند. امام علیه السّلام می فرمایند: 

«شنیدی؟! حتّی یک نفر از این زائرین نگفت: خدایا، فرج مهدی را برسان!»۲ 

منبع: 
۱. شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ۱۵۵:۱ ، با اندکی تصرّف. 
۲. مجله ی موعود ش۱۳، مقاله ی آقای هاشمی نژاد. 
۳. آشنایی با امام عصر (عج)، ص ۷۱و ۷۲.



طبقه بندی: مهدویت، 

تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : **سوشیانت **


در آن زمان به لباس هایشان فخر کرده و مردم هرچند که لباس پوشیده اند؛ ولی در زمره ی برهنگانند.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: 
در آن زمان به لباس هایشان فخر کرده و مردم هرچند که لباس پوشیده اند؛ ولی در زمره ی برهنگانند(یعنی لباس های آنان، پوشاننده ی بدن آنان از نامحرمان نیست) و بالای سرهایشان مانند کوهان شترهای خراسانی، لاغر است. شاید اشاره به موهای سر ایشان باشد که آن را دو طبقه آرایش می کنند، مانند شتر دوکوهانه و این نحوه ی زینت آنان می باشد.۱ 

در آن زمان بدها بر نیکان مسلّط می شوند و دروغ، فراوان و لجاجت ظاهر می گردد. همچنین در آن زمان، تنگ دستی زیاد شده و مردم با لباس بر یک دیگر مباهات می کنند.۲ 

سیّد بن طاووس از عمران بن سلیم روایت کرده است که لباس مسلمین کفّار خواهد شد و دشمنی در بین مسلمان ها پیدا می شود؛ به نحوی که آن ها را مستأصل و پراکنده می کند. تا این که سلطنت به اولاد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برسد؛ زیرا آن ها در سلطنت و گفتن حق از دیگران سزاوارتر هستند.۴ 

منبع: 
۱. نوائب الدهور، ج۱، ص ۲۶۶. 
۲. الملاحم طاوویی، ص ۱۵. 
۳. نوائب الدهور، ج۲، ص ۳۳. 
۴. الملاحم و الفتن، بخش دوم، باب ۴۵، ص ۱۱۹. 
۵. نشانه های ظهور، ص ۷۵و۷۶.



طبقه بندی: مهدویت،  نشانه های ظهور،  احادیث مهدوی،  آخرالزمان، 

تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1391 | 04:08 ب.ظ | نویسنده : **سوشیانت **

بر امّت من زمانی می آید که در آن قرآن، با سازها و نواها قرائت می گردد.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: 
بیاید زمانی بر امّت من که قاریان قرآن زیاد شده و فقها کم می شوند. پس بعد از آن زمانی بر امّت من بیاید که قرآن را قرائت می کنند؛ امّا از گلوی ایشان تجاوز نمی کند. (یعنی این که مورد پذیرش و قبول درگاه الهی واقع نمی گردد.) 

بر امّت من زمانی می آید که در آن قرآن، با سازها و نواها قرائت می گردد. 
زود باشد بر امّت من زمانی بیاید که از قرآن -بین آن ها- به جز نقشی باقی نمی ماند. (به فرامین و دستورات قرآن عمل نمی کنند.) 

زود باشد بر امّت من زمانی بیاید که باقی نماند از قرآن، مگر قرائت آن و باقی نمی ماند از اسلام، مگر اسم آن و مردم، خود را به اسلام نسبت می دهند؛ در حالی که از اسلام دور هستند. مساجد ایشان آباد است؛ در حالی که از هدایت خالی و خراب می باشد و علمای آن ها بدترین علما زیر آسمان هستند؛ چرا که فتنه ها از آن ها بر می خیزد و به سوی آنان بر می گردد. 

منبع: نشانه های ظهور، ص۲۳و۲۴.



طبقه بندی: مهدویت،  آخرالزمان،  احادیث مهدوی،  نشانه های ظهور،